بر اساس مطالعات انجام گرفته کولی ها بعنوان یکی از اقلیت های ساکن در آلبانی بیش از 600 سال است که در این کشور زندگی می کنند.
بر همین اساس گفته می شود کولی ها از سه مسیر مختلف وارد آلبانی شده اند: ترکیه ، یونان و مونته نگرو. در آلبانی 4 تبار ازکولی ها وجود دارند که به لحاظ مشابهت فرهنگی همگی به یک زبان صحبت می کنند و آداب و رسوم همانند یکدیگر را دارند. از آنجایی که تاکنون سرشماری رسمی از تعداد کولی ها در آلبانی انجام نگرفته رقم تقریبی آنها بین 95 تا 150 هزار نفر در اخبار و رسانه ها ذکر می شود. این گروه اقلیتی بیشتر در جنوب شرقی کشور تمرکز دارند گرچه فراوانی آنها در خیابانهای شهر تیرانا که پایتخت آلبانی می باشد نیز بسیار به چشم می خورد.
کودکان و مردان و زنانی با چهره های بیشتر سیه چرده که به لحاظ رنگ و رو و شکل ظاهری صورت
بیشترشان – آنهایی که کمتر با اروپایی ها هم خونی پیدا کرده اند - شما را به یاد هندی ها یا پاکستانی ها می اندازند ( گفته می شود ریشه کولی ها نیز از همان مناطق بوده است که در جریان اعصار گذشته بواسطه حوادث تاریخی مختلف توسط حکمرانان و یا حرکتی خودچوش به سمت جنوب و مرکز اروپا حرکت کرده اند و امروز جمعیتی 7 تا 9 میلیون نفری را در این قاره تشکیل می دهند) . قیافه هایی نه چندان تمیز و در لباسهایی مندرس و کثیف و بدبو که کودکان و مردانشان در سطل های زباله دنبال قوطی های خالی آلومینیومی یا پلاستیکی نوشابه ها هستند و یا کیسه ها را یکی یکی می جورند بلکه چیزی از داخل آن گیرشان بیاید و زیر پلها توالت عمومی شان است . زنان و دختران کم سن بچه بغل در چهارراههای شهر که شیشه ماشین ها را تمیز می کنند یا گدایی می کنند. شبها را در محلاتی شبیه حلبی آباد سر می کنند ( در تیرانا در حاشیه خیابانی که ترجمه آن در زبان فارسی می شود خیابان کناررودخانه یکی از همین محلات و مرکز تمرکز آنها است ) و روزها بیشترشان پیاده یا با گاری های دستی ، دوچرخه و موتور
سیکلتهایی که روی چرخ جلوی آن به شکل دستی گاری را سوار کرده اند بیرون می زنند تا چیزی را کاسبی کنند . همه اینها برای این گروه اجتماعی بسیار عادی است و آن را مانند چیزی شبیه جبر زمان پذیرفته اند. در کنار همه اینها انواع سوء استفاده هایی که از آنها در کارهای سیاه می شود (هر نوع آنرا که فکر کنید) ، فروش کودکانشان در سن کم و یا حتی در شکم مادر ( به قیمت 1000 یورو ) به شبکه های مافیایی و نیز قاچاقچیان اعضای بدن که اتفاقا تجارت کثیف سودآوری در یونان و ایتالیا ( همسایگان آلبانی ) است گوشه های دیگری از زندگی امروز این گروه اجتماعی است.
اما باید بدانید که این وضعیت ناخوشایند قبل از سال 1991 یعنی فروپاشی نظام کمونیستی انورخوجه بدین شکل نبود. در زمان حکومت انورخوجه بر اساس الگوی حکومتی آنروز کولی ها نیز همچون سایر مردم ساکن آلبانی از حقوقی همانند دیگران برخوردار بودند . دولت به آنها خانه و کار داده بود درست مانند دیگران و کودکانشان مجبور بودند که به مدرسه بروند. آنها در بخشهای مختلف
جامعه کار می کردند و درآمدشان همچون درآمد اکثریت جامعه بود ( در آلبانی آنروز همه مردم فقیر بودند ولی کولی ها لزوما فقیرتر از بقیه جامعه نبودند).
بعد از فروپاشی نظام کمونیستی شرایط برای این گروه بسیار تغییر کرد . بدنبال خصوصی شدن بسیاری از بخشها خیلی از کارگران کولی کار خود را از دست دادند و در جریان روند دموکراتیزه شدن جامعه و دوران گذر که جامعه آلبانی آنرا شروع کرده است این گروه بنا به دلایل گوناگون فرهنگی و اجتماعی نتوانستند جایی برای خود در این میان باز کنند. علتهای این عدم یکپارچگی در جامعه متحول شده آلبانی محل مناقشه بوده است . خود کولی ها تبعیض نژادی را دلیل اصلی می دانند ولی دیگران شاخصه های فرهنگی و اجتماعی و باورهای اعتقادی خاص این گروه در گره نخوردن با جامعه بیرون را علت اصلی این رویداد می دانند. خانوارهای کولی فرهنگی بسیار متفاوت با دیگران دارند آنها به فردا فکر نمی کنند و این یک خصیصه مهم فرهنگی در میان ایشان است. ( در زمان
انورخوجه هم اگر نظمی و انطباقی میان ایشان با جامعه بود بخاطر زور و قواعد اجباری نظام کمونیستی بود و پس از برداشته شدن فشارها بنیان این نظم اجباری به ناگاه این بهم ریخت – البته نه تنها در میان کولی ها بلکه در بسیاری از بخشهای جامعه ).
مهمترین مانع امروز این گروه در دستیابی به فرصتهای بهتر در جامعه آلبانی امروز سطح بالای بی سوادی میان ایشان است که خود مسئله ای است که هم علت شده و هم معلول .بعد از فروپاشی درصد بی سوادی در میان این گروه بسیار رشد نمود و اکنون بر اساس آمارها میزان آن بالای 50 درصد است . بیش از 40 درصد خانوارهای کولی از فرزندانشان می خواهند که برای کمک به زندگی خانواده کار کنند و این مهمترین عاملی است که باعث می گردد این کودکان هیچگاه پای به مدرسه نگذارند . 90 درصد مردان کولی رسما بیکار هستند و برای خود، خوداشتغالی هایی سیاه تا سفید را جور می کنند.
70 درصد خانوارهای کولی امروز آلبانی در فقر مطلق و در حاشیه جامعه زندگی می کنند . بسیاری از محلات
آنها در دوران جدید تخریب شد با وعده ساختن خانه های جدید برای آنها از جانب دولت که این امر هنوز محقق نشده و باعث شده زندگی توده ای در محلات حلبی آبادی تنها گزینه شرایط سکونت برای آنها باشد. آنهم قرار نیست مکان دائمی زندگی برای آنها باشد چون دولت در صدد است این باقیمانده ها را نیز تخریب کند.
در میان کولی ها نیز قشر زنان و کودکان بر اساس یک قاعده کلی جهانی آسیب پذیرتر
هستند.
امروز دختران کولی زودتر ازدواج می کنند و زودتر بچه دار می شوند. فقر و بیکاری حکمفرما است و دستیابی به بهداشت و آموزش برای آنها به شدت کاهش یافته.
بر اساس آخرین گزارشهای بانک جهانی
در آلبانی امروز 57 درصد زنان کولی هیچگاه رنگ مدرسه را ندیده اند ( در مقایسه با رقم 48 درصدی برای مردان کولی).
در زمان رژیم کمونیستی میانگین سواد زنان کولی 6.2 سال بود که امروز این رقم به کمتر از 4 سال رسیده است.
امروز میانگین سن ازدواج زنان در آلبانی 23 سالگی می باشد اما این عدد برای زنان کولی سن 15 سالگی ( و مردان کولی 18 سالگی )می باشد .
میانگین سن اولین بارداری برای این گروه نیز بسیار کاهش یافته است . قبل از سال 1990 میانگین سن اولین بارداری برای زنان 19 سالگی بود که امروز در میان زنان کولی زیر 17 سالگی می باشد ( برای مردان این گروه بعنوان پدر شدن میانگین سنی 21 سالگی است).
بر اساس گزارش های سازمان ملل در آلبانی پایین آمدن سن پایین ازدواج در میان دختران کولی و زود بچه دار شدن در کنار دو متغیر سطح پایین معیشتی و سواد این گروه را در خطر شدید سوء استفاده جنسی و قاچاق انسانی قرار داده است.
دسترسی زنان
کولی آلبانی به خدمات بهداشتی نیز بسیار بدتر شده است . بیشتر کودکان کولی در خانه متولد می شوند و مراقبتها و رعایتهای معمول پس از زایمان در خصوص این زنان بی معنی است . کارشناسان معتقدند میزان مرگ و میر اطفال ( کودکان زیر یکسال) در میان این گروه از زنان به شدت بالا رفته است.
بهداشت و درمان در آلبانی بر اساس قانون انتظار می رود که رایگان باشد اما خیلی از دکترها هستند که برای اینکار پول ( رشوه ) می خواهند و این امری شایع خصوصا در موضوعاتی نظیر جراحی ها است .
گرچه دولت برای بالابردن شرایط اقتصادی و اجتماعی این گروه در یک دوره زمانی 2003 تا 2015 یک برنامه ریزی استراتزیک را تدوین نموده اما اکنون با گذشت بیش از 4 سال از آن ، تغییرات ملموسی به چشم نمی خورد و هنوز آن تصویری که از کولی در جامعه آلبانی در ذهن متبادر می گردد همانی است که در آغاز
آمد.
بسیاری از این کولی های این کشور را به سمت یونان که عضو اتحادیه اروپا است ترک کرده اند. گرچه در یونان نیز تبعیض و حتی خطر اخراج برای آنها وجود دارد ولی بیشترشان معتقدند حداقلش آن است که در یونان امکان پیداکردن کاری بخور نمیر و یا گدایی و یا نواختن موسیقی برای توریستها برایشان پیدا می شود. اما در هر حال رنگ آسمان یونان نیز برای این کولی ها چندان فرقی با رنگ آسمان آلبانی ندارد . گرچه امروزه سازمانهای مختلفی تحت حمایت ازحقوق کولی ها در اروپا شکل گرفته و پولهای نه چندان کمی بعنوان بودجه های خود از کشورها و بخشهای مختلف بین المللی دریافت می کنند و کارهایی هم می کنند ولی واقعیت و نتیجه همه این کارها – به هر دلیلی - آنچیزی است که هر روز صبح در خیابان می بینیم نه کمتر و نه بیشتر!
نکته آخر آنکه عقایدکلیشه ای جامعه آلبانی نسبت به کولی ها چیز جدیدی نیست بلکه بوده منتها بخاطر فشارهایی امکان بروز نداشته است . یکی از آلبانیایی ها می گفت آخرین نخست وزیر حکومت کمونیستی انورخوجه طرحی را داشت که در آن قرار بود تمامی کولی ها را جمع کنند و مشابه همان رفتاری را باآنها بکنند که از هیتلر در خصوص یهودیان شنیده بودند تا جامعه از شر این گروه زیادی خلاص شود حتی مکانهای اینکار راهم آماده سازی کرده بود اما انورخوجه با این طرح مخالفت کرد و مانع آن شد.
در ضمن 8 آوریل هر سال در اروپا بعنوان روز بین المللی کولی ها نامگزاری شده است . امسال نیز در تیرانا شورای اروپا درهمکاری با کمیسیون اروپا و وزارت فرهنگ آلبانی جشنواره ای را بین 5 تا 7 آوریل به همین مناسبت با عنوان "هنر در مقابل عقاید کلیشه ای" برگزار نمود. "جایگاه هنر ، فرهنگ و هویت کولی ها در انسجام و گفتگوی بین فرهنگی" و نیز "سهم فرهنگ کولی در میراث فرهنگی اروپا" دو محور عمده در برنامه های این جشنواره بود.