تبليغاتX
یادداشتهایی از آلبانی

یادداشتهایی از آلبانی

اینجا سرزمینی است که برای بسیاری از ما ناشناخته و همراه با تصاویری مات و مبهم است

پس از فروپاشی نظام انورخوجه در سال 1991 صدها هزارنفر از جمعیت آلبانی به امید زندگی بهتر رهسپار کشورهای دور و نزدیک شدند. در حدود 600 هزار نفر در یونان ، 300 هزار نفر در ایتالیا و هزاران نفر دیگر در انگلستان ، آمریکا و ... مهاجر قانونی یا غیرقانوی شدند.

در فصل تابستان شلوغی شهرهای آلبانی از آلبانیایی های مهاجری که برای دیدن خانواده با وسیله نقلیه خود یا از راه هوایی و دریایی آمده اند کاملا محسوس است.

بر اساس برآوردهای رسمی از جمعیت 3.2 میلیون نفری این کشور از هر سه نفر یکی مهاجر در خارج است و از میان مهاجرین خارجی نیز از هر 3 نفر یک نفر برای خانواده اش به داخل آلبانی پول می فرستد.

بر اساس آمار بانک جهانی امسال مهاجرین آلبانیایی بیش از 1.3 بیلیون دلار پول برای خانواده های خود به داخل آلبانی فرستاده اند و این رقم 13 درصد تولید ناخالص ملی این کشور را شامل می شود.

در کشوری که میانگین حقوق ماهیانه 250 دلار است پولی که توسط مهاجرین برای خانواده هایشان فرستاده می شود تنها امید زندگی برای خیلی ها در این کشور است . اینکه این مهاجرین در کشورهای مختلف به چه کارهایی مشغولند و یا اینکه در کشور خارجی چگونه به آنها نگاه می شود و با آنها رفتار می شود در اینجا خیلی جای بحث نیست همه کم و بیش به این قضیه آگاهند ولی فشار اقتصادی آنقدر است که شیرینی این کمکهای رسیده از فرزندان مهاجر جایی برای فکر کردن در این موضوع نمی گذارد. (البته افراد تحصیل کرده مهاجر نیز در این بین دیده می شود).

بسیاری از آلبانیایی های مهاجر طی این سالها با پولی که به داخل کشور فرستاده اند اقدام به سرمایه گزاری در بخشهای مختلف خصوصا مسکن و املاک کرده اند.

بسیاری از آپارتمانهای نوساز در تیرانا خالی است و متعلق به یکی از همین مهاجرین است که برای روزگاری که به کشورش بر گردد سرمایه گزاری کرده است . خیلی از این آپارتمانها نیز اجاره داده می شود و پول آن را خانواده فرد مهاجر دریافت می کنند و کمکی به زندگی شان می شود.

از کشور هندوستان که در سال 2006 بیش از 27 بیلون دلار توسط مهاجرین آن پول به داخل کشور وارد شده بگذریم آلبانی با این مساحت و جمعیت کم  در مقایسه با جمعیت خود یکی از بالاترین رقم های مهاجر فرستی در میان کشورهای جهان را داشته است .

شرایط نامساعد اقتصادی  و بیکاری بالا در این کشور هنوز نیز انگیزه کافی است برای مهاجرت حتی غیرقانونی آلبانیایی ها به کشورهای دیگر با تمام ناملایماتی که با آن روبرو خواهند شد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 23:45  توسط ّFLP  | 

بر اساس مطالعات انجام گرفته کولی ها بعنوان یکی از اقلیت های ساکن در آلبانی بیش از 600 سال است که در این کشور زندگی می کنند.

بر همین اساس گفته می شود کولی ها از سه مسیر مختلف وارد آلبانی شده اند: ترکیه ، یونان و مونته نگرو. در آلبانی 4 تبار ازکولی ها وجود دارند که به لحاظ مشابهت فرهنگی همگی به یک زبان صحبت می کنند و آداب و رسوم همانند یکدیگر را دارند. از آنجایی که تاکنون سرشماری رسمی از تعداد کولی ها در آلبانی انجام نگرفته رقم تقریبی آنها بین 95 تا 150 هزار نفر در اخبار و رسانه ها ذکر می شود. این گروه اقلیتی بیشتر در جنوب شرقی کشور تمرکز دارند گرچه فراوانی آنها در خیابانهای شهر تیرانا که پایتخت آلبانی می باشد نیز بسیار به چشم می خورد.

کودکان و مردان و زنانی با چهره های بیشتر سیه چرده  که به لحاظ رنگ و رو و شکل ظاهری صورت بیشترشان – آنهایی که کمتر با اروپایی ها هم خونی پیدا کرده اند - شما را به یاد هندی ها یا پاکستانی ها می اندازند ( گفته می شود ریشه کولی ها نیز از همان مناطق بوده است که در جریان اعصار گذشته بواسطه حوادث تاریخی مختلف توسط حکمرانان و یا حرکتی خودچوش به سمت جنوب و مرکز اروپا حرکت کرده اند و امروز جمعیتی 7 تا 9 میلیون نفری را در این قاره تشکیل می دهند) . قیافه هایی نه چندان تمیز و در لباسهایی مندرس و کثیف و بدبو که کودکان و مردانشان در سطل های زباله دنبال قوطی های خالی آلومینیومی یا پلاستیکی نوشابه ها هستند و یا کیسه ها را یکی یکی می جورند بلکه چیزی از داخل آن گیرشان بیاید و زیر پلها توالت عمومی شان است . زنان و دختران کم سن بچه بغل در چهارراههای شهر که شیشه ماشین ها را تمیز می کنند یا گدایی می کنند. شبها را در محلاتی شبیه حلبی آباد سر می کنند ( در تیرانا در حاشیه خیابانی که ترجمه آن در زبان فارسی می شود خیابان کناررودخانه یکی از همین محلات و مرکز تمرکز آنها است ) و روزها بیشترشان پیاده یا با گاری های دستی ، دوچرخه و موتور سیکلتهایی که روی چرخ جلوی آن به شکل دستی گاری را سوار کرده اند بیرون می زنند تا چیزی را کاسبی کنند . همه اینها برای این گروه اجتماعی بسیار عادی است و آن را مانند چیزی شبیه جبر زمان پذیرفته اند. در کنار همه اینها انواع سوء استفاده هایی که از آنها در کارهای سیاه می شود (هر نوع آنرا که فکر کنید)  ، فروش کودکانشان در سن کم و یا حتی در شکم مادر ( به قیمت 1000 یورو ) به شبکه های مافیایی و نیز قاچاقچیان اعضای بدن که اتفاقا تجارت کثیف سودآوری در یونان و ایتالیا ( همسایگان آلبانی ) است گوشه های دیگری از زندگی امروز این گروه اجتماعی است.

اما باید بدانید که این وضعیت ناخوشایند قبل از سال 1991 یعنی فروپاشی نظام کمونیستی انورخوجه بدین شکل نبود. در زمان حکومت انورخوجه بر اساس الگوی حکومتی آنروز کولی ها نیز همچون سایر مردم ساکن آلبانی از حقوقی همانند دیگران برخوردار بودند . دولت به آنها خانه و کار داده بود درست مانند دیگران و کودکانشان مجبور بودند که به مدرسه بروند. آنها در بخشهای مختلف جامعه کار می کردند و درآمدشان همچون درآمد اکثریت جامعه بود ( در آلبانی آنروز همه مردم فقیر بودند ولی کولی ها لزوما فقیرتر از بقیه جامعه نبودند).

بعد از فروپاشی نظام کمونیستی شرایط برای این گروه بسیار تغییر کرد . بدنبال خصوصی شدن بسیاری از بخشها خیلی از کارگران کولی کار خود را از دست دادند و در جریان روند دموکراتیزه شدن جامعه و دوران گذر که جامعه آلبانی آنرا شروع کرده است این گروه بنا به دلایل گوناگون فرهنگی و اجتماعی نتوانستند جایی برای خود در این میان باز کنند. علتهای این عدم یکپارچگی در جامعه متحول شده آلبانی محل مناقشه بوده است . خود کولی ها تبعیض نژادی را دلیل اصلی می دانند ولی دیگران شاخصه های فرهنگی و اجتماعی و باورهای اعتقادی خاص این گروه در گره نخوردن با جامعه بیرون را علت اصلی این رویداد می دانند. خانوارهای کولی فرهنگی بسیار متفاوت با دیگران دارند آنها به فردا فکر نمی کنند و این یک خصیصه مهم فرهنگی در میان ایشان است. ( در زمان انورخوجه هم اگر نظمی و انطباقی میان ایشان با جامعه بود بخاطر زور و قواعد اجباری نظام کمونیستی بود و پس از برداشته شدن فشارها بنیان این نظم اجباری به ناگاه این بهم ریخت – البته نه تنها در میان کولی ها بلکه در بسیاری از بخشهای جامعه ).

مهمترین مانع امروز این گروه در دستیابی به فرصتهای بهتر در جامعه آلبانی امروز سطح بالای بی سوادی میان ایشان است که خود مسئله ای است که هم علت شده و هم معلول .بعد از فروپاشی درصد بی سوادی در میان این گروه بسیار رشد نمود و اکنون بر اساس آمارها میزان آن بالای 50 درصد است . بیش از 40 درصد خانوارهای کولی از فرزندانشان می خواهند که برای کمک به زندگی خانواده کار کنند و این مهمترین عاملی است که باعث می گردد این کودکان هیچگاه پای به مدرسه نگذارند . 90 درصد مردان کولی رسما بیکار هستند و برای خود، خوداشتغالی هایی سیاه تا سفید را جور می کنند.

70 درصد خانوارهای کولی امروز آلبانی در فقر مطلق و در حاشیه جامعه زندگی می کنند . بسیاری از محلات آنها در دوران جدید تخریب شد با وعده ساختن خانه های جدید برای آنها از جانب دولت که این امر هنوز محقق نشده و باعث شده زندگی توده ای در محلات حلبی آبادی تنها گزینه شرایط سکونت برای آنها باشد. آنهم قرار نیست مکان دائمی زندگی برای آنها باشد چون دولت در صدد است این باقیمانده ها را نیز تخریب کند.

در میان کولی ها نیز قشر زنان و کودکان بر اساس یک قاعده کلی جهانی آسیب پذیرتر

 هستند.

امروز دختران کولی زودتر ازدواج می کنند و زودتر بچه دار می شوند. فقر و بیکاری حکمفرما است و دستیابی به بهداشت و آموزش برای آنها به شدت کاهش یافته.

بر اساس آخرین گزارشهای بانک جهانی در آلبانی امروز 57 درصد زنان کولی هیچگاه رنگ مدرسه را ندیده اند ( در مقایسه با رقم 48 درصدی برای مردان کولی).

در زمان رژیم کمونیستی میانگین سواد زنان کولی 6.2 سال بود که امروز این رقم به کمتر از 4 سال رسیده است.

امروز میانگین سن ازدواج زنان در آلبانی 23 سالگی می باشد اما این عدد برای زنان کولی سن 15 سالگی ( و مردان کولی 18 سالگی )می باشد .

میانگین سن اولین بارداری برای این گروه نیز بسیار کاهش یافته است . قبل از سال 1990 میانگین سن اولین بارداری برای زنان 19 سالگی بود که امروز در میان زنان کولی زیر 17 سالگی می باشد ( برای مردان این گروه بعنوان پدر شدن میانگین سنی 21 سالگی است).

بر اساس گزارش های سازمان ملل در آلبانی پایین آمدن سن پایین ازدواج در میان دختران کولی و زود بچه دار شدن در کنار دو متغیر سطح پایین معیشتی و سواد این گروه را در خطر شدید سوء استفاده جنسی و قاچاق انسانی قرار داده است.

دسترسی زنان کولی آلبانی به خدمات بهداشتی نیز بسیار بدتر شده است . بیشتر کودکان کولی در خانه متولد می شوند و مراقبتها و رعایتهای معمول پس از زایمان در خصوص این زنان بی معنی است . کارشناسان معتقدند میزان مرگ و میر اطفال ( کودکان زیر یکسال) در میان این گروه از زنان به شدت بالا رفته است.

بهداشت و درمان در آلبانی بر اساس قانون انتظار می رود که رایگان باشد اما خیلی از دکترها هستند که برای اینکار پول ( رشوه ) می خواهند و این امری شایع خصوصا در موضوعاتی نظیر جراحی ها است .

گرچه دولت برای بالابردن شرایط اقتصادی و اجتماعی این گروه در یک دوره زمانی 2003 تا 2015 یک برنامه ریزی استراتزیک را تدوین نموده اما اکنون با گذشت بیش از 4 سال از آن ، تغییرات ملموسی به چشم نمی خورد و هنوز آن تصویری که از کولی در جامعه آلبانی در ذهن متبادر می گردد همانی است که در آغاز آمد.

بسیاری از این کولی های این کشور را به سمت یونان که عضو اتحادیه اروپا است ترک کرده اند. گرچه در یونان نیز تبعیض و حتی خطر اخراج برای آنها وجود دارد ولی بیشترشان معتقدند حداقلش آن است که در یونان امکان پیداکردن کاری بخور نمیر و یا گدایی و یا نواختن موسیقی برای توریستها برایشان پیدا می شود. اما در هر حال رنگ آسمان یونان نیز برای این کولی ها چندان فرقی با رنگ آسمان آلبانی ندارد . گرچه امروزه سازمانهای مختلفی تحت حمایت ازحقوق کولی ها در اروپا شکل گرفته و پولهای نه چندان کمی بعنوان بودجه های خود از کشورها و بخشهای مختلف بین المللی دریافت می کنند و کارهایی هم  می کنند ولی واقعیت و نتیجه همه این کارها – به هر دلیلی - آنچیزی است که هر روز صبح در خیابان می بینیم نه کمتر و نه بیشتر!

نکته آخر آنکه عقایدکلیشه ای جامعه آلبانی نسبت به کولی ها چیز جدیدی نیست  بلکه بوده منتها بخاطر فشارهایی امکان بروز نداشته است . یکی از آلبانیایی ها می گفت آخرین نخست وزیر حکومت کمونیستی انورخوجه طرحی را داشت که در آن قرار بود تمامی کولی ها را جمع کنند و مشابه همان رفتاری را باآنها بکنند که از هیتلر در خصوص یهودیان شنیده بودند تا جامعه از شر این گروه زیادی خلاص شود حتی مکانهای اینکار راهم آماده سازی کرده بود اما انورخوجه با این طرح مخالفت کرد و مانع آن شد.

در ضمن 8 آوریل هر سال در اروپا بعنوان  روز بین المللی کولی ها نامگزاری شده است  . امسال نیز در تیرانا شورای اروپا درهمکاری با کمیسیون اروپا و وزارت فرهنگ آلبانی جشنواره ای را بین 5 تا 7 آوریل به همین مناسبت با عنوان "هنر در مقابل عقاید کلیشه ای" برگزار نمود. "جایگاه هنر ، فرهنگ و هویت کولی ها در انسجام و گفتگوی بین فرهنگی" و نیز "سهم فرهنگ کولی در میراث فرهنگی اروپا" دو محور عمده در برنامه های این جشنواره بود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 17:46  توسط ّFLP  | 

 

اخیرا یکی از شبکه های تلویزیونی سوییس فیلم مستندی را نشان داد در خصوص گروه اجتماعی که از آنها با نام باکره های قسم خورده یاد می شود . در کوهستانهای شمال آلبانی جایی که همین الان نیز بسیاری شما را از رفتن تنها به آنجا ، شبها تنها راه رفتن در شهرهای آنجا و ... بخاطر محیط و فرهنگ خاص و نسبتا خشن حاکم بر آن مناطق منع می کنند مواردی از سنتی دیرینه  به چشم می خورد که در آن یک زن سوگند می خورد تا تمام عمر باکره بماند و بجای آن حق زندگی کردن بعنوان یک مرد را داشته باشد.

برای اینکار احتیاج به هیچ عمل جراحی وجود ندارد. دراین نقاط کوهستانی حتی کسی نمی داند که برای تغییر جنسیت می توان از عمل جراحی هم استفاده کرد.

در اینجا زنان معروف به باکره های قسم خورده موهای خود را همانند مردان کوتاه می کنند ، لباسهای مردانه شل و ول می پوشند و سبک و سیاق معیشت و کار مردانه را بر می گزینند کارهایی نظیر چوپانی ، رانندگی کامیون می کنند و زمانی حتی رهبری سیاسی ( در دوران کمونیستی ) را بر عهده داشتند . اطرافیان ایشان نیز با آنکه می دانند آنان زن هستند ولی با آنها رفتاری نظیر رفتار با یک مرد را انجام می دهند .

گرچه امروز در نگاه ما این ایده که یک زن برای آنکه بتواند بر سرنوشت خویش حاکم باشد وخود آن را ورق زند آنگاه لازم است که عشق را رها کند و زندگی به شکل مردانه را برگزیند  امری بدوی جلوه  می نماید اما شاید در بستر زمانی و مکانی روزگار و فرهنگی گذشته ، فرهنگی بسیار پیشتر از موجودیت و طرح فمینیسم و مباحث امروزی آن این ایده رفتاری جاه طلبانه و مترقیانه برای بهره مندی از حقوقی بیشتر هم ردیف مردان آنهم در محیط خشن و مردسالارانه  شمال آلبانی محسوب می شده است. و این معرف این باور فرهنگی بوده که  زن به لحاظ بیولوژیکی تمام کارهای یک مرد را می تواند انجام دهد منتها به چه قیمتی !.

از نقطه نظر تاریخی پیدایش و کارکرد این سنت در این منطقه به قرن 15 میلادی بر می گردد . بر اساس یک قانون نانوشته در شرایط بحرانی وقتی رئیس خانواده از بین می رفت ومرد دیگری در آن خانواده نبود که امورات خانواده را برسد در آنصورت زنان در این نقش ظاهر می شدند که البته بعدها انگیزه های دیگری نیز بدان افزوده شد.

امروز در آلبانی تنها بین 30 تا 40 نفر از این زنان درهمان مناطق کوهستانی وجود دارند و البته تعدادی هم گفته می شود که در همسایگی آلبانی با کوزوو و صربستان و مونته نگرو وجود دارند.

در مناطق کوهستانی شمال آلبانی در همین تاریخ معاصر امروز زنان حقوق بسیار اندکی دارا هستند . در برخی نقاط آنها نمی توانند در انتخابات محلی بعنوان نماینده شرکت کنند ، زمین و مایملکی بخرند ، بسیاری از کارها وجود دارد که اجازه انجامش به آنها داده نمی شود حتی اجازه ورود به برخی از ساختمانها و بناها را ندارند ( گرچه به سرعت همه چیز در اینجا هم رو به تغییر است اما گسستن سنتها بسیار زمان بر و سخت است)

در این نقطه از جهان مجموعه ای از قوانین چند صدساله سنتی وجود دارد که به زبان محلی  به آن  Kanun  می گویند و بخشهای زیادی از همین قانون هنوز بر این منطقه حاکم است.

بسیاری از رسوم سنتی شمالی ها در دوران حکومت کمونیستها بر آلبانی سرکوب می شدند اما برای حکومت تیرانا زنانی که در مناطق فقیر و دور افتاده کوهستانی شمال آلبانی سنت پوشیدن لباس و انجام  مشاغل مردانه را تعقیب می کردند اهمیتی نداشت  .

در طول این سالها زنان بدلایل مختلفی پیمان می بستند که تبدیل به باکره های قسم خورده شوند .

بعضی ها بخاطر مرگ سرپرست خانواده و بی سرپرستی ،  بعضی بخاطر رهایی از رگه هایی از خشونت که بواسطه تمایلات استقلال خواهانه شان متوجه آنها بود و برخی بخاطر ممانعت از ازدواجهای اجباری به این رفتار روی می آورده اند.

مراسم سوگند معمولا در پیشگاه بزرگان شهر انجام می شد گرچه برخی از زنان نیز در محیط خصوصی و نه لزوما در مقابل همگان به این پیمان سوگند می خوردند.

شاید باورش مشکل باشد که بعضی از این زنان در دوران کمونیستها در رده افسر طراز بالای حزب در منطقه خود فعالیت می کرده است.

اما این بخشی از زندگی این گروه است قسمت دیگری از این زندگی واقعیتهای تلخ برگزیدن این سنت است. این زنان هیچگاه لذت همسر بودن ، مادر بودن ، دوست داشته شدن و دوست داشتن جنس دیگر را تجربه نکردند .

امروز گرچه فیلم و تلویزیون به شمال آلبانی هم راه یافته و سنتهای قدیمی هر روز یکی پس از دیگری می میرند اما زنانی که این سوگند را خورده اند می دانند که اگر حتی این سوگند را بشکنند و بخواهند از آن خارج شوند فضای حاکم بر آنجا به نحوی است که دیگر وی رابعنوان یک زن در جامعه قبول ندارد.

مسیری که آنها برای فراریا مقابله با مشکلات خود برگزیدند در مسیری کاملا مخالف با طبیعت و خلقت موجود زن بود و تلخی این واقعیت را کسانی از ایشان که هنوز زنده هستند و نسل جدید را می بینند که به چه راحتی خیلی ازکارهایی ( نه چندان خارج از عرف معمول ) را می کنند که روزگاری فکر کردن به آن هم لرزه به تن زنان می انداخت بیش از پیش آنها را نسبت به گذشته از دست رفتشان به فکر فرو می نشاند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 18:11  توسط ّFLP  | 

پنجمین فستیوال بین المللی فیلم کوتاه آلبانی از 26 نوامبر تا 2 دسامبر 2007 در تیرانا پایتخت آلبانی برگزار می شود. آخرین مهلت ثبت نام برای شرکت دراین فستیوال 30 سپتامبر می باشد.

سابقه این فستیوال از سال 2003 می باشد که در سومین دوره آن یعنی سال 2005 فیلم بلیت از عباس کیارستمی  به نمایش گذاشته شد.

برگزار کنند گان فستیوال امسال نیز نسبت به حضور کیارستمی در این دوره ابراز تمایل کرده اند.

سایت فستیوال ، ثبت نام آنلاین به همراه مقررات شرکت در آن :

http://www.tiranafilmfest.com/
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 12:17  توسط ّFLP  | 

پس از فروپاشی کمونیسم در اوایل دهه 90 میلادی در بیشتر کشورهای سابقا کمونیست اروپای شرقی  تلاش این کشورها در ایجاد هویتی مستقل از گذشته کمونیستی خود حداقل در موضوع جذب توریست غربی چندان موفق نبود چرا که توریست غربی بسیار علاقمند به دیدار میراث برجای مانده از روزگار حکومت کمونیستی در این کشورها است و این موضوعی است که اخیرا برخی ازاین کشورها به اهمیت آن به شکل جدی پی برده اند و تلاش در جهت حفظ و احیای یاردگار کمونیستها را دارند.

در این میان کشور کوچک آلبانی نیز به این نکته گوشه چشمی داشته و اخیرا برخی از اهالی قلم و مسئولان آن این نکته ظریف و جذاب را طرح کرده اند.

انور خوجه معمار نظام کمونیستی آلبانی در طی حدود 45 سال حکومت کمونیستی در این کشور یادگارهای فراوانی را از نظام خود برجای گذاشت که بسیاری از آن طی سالیان گذشته با بی توجهی و کم اهمیت دانسته شدن غبار فرسودگی و حتی در برخی موارد تخریب را به خود دیده اند.

بناهای یادبود بسیاری در دستان جمعیت خشمگین از سلطه کمونیسم طی دوران فروپاشی از میان رفت ولی هنوز هم تعداد زیادی از آنها را در ورودی شهرها ، جاده ها و کوهستانهای آلبانی می توان دید.

در ورود به شهر تیرانا در میدان اصلی شهر بنام اسکندربیک کاملا می بیند که معماری هنر منبعث از اسلام (مسجد ادهم بیک قرن 17 یادگار حضور عثمانی ها ) ، فاشیسم ( ساختمان چند وزارتخانه و شهرداری شهر یادگار استیلای ایتالیای موسیلینی ) و سوسیالیسم ( موزه ملی ، هتل تیرانا و ساختمان اپرای شهر) همگی ماکتی از آنچه بر تاریخ این کشور گذشته است می باشد که در گرد یکدیگر چیده شده اند و البته وزن معماری سوسیالیستی بخاطر قدرت معاصر حاکم بر آلبانی ( تخریب یکی از ساختمانهای ساخت دوران استیلای ایتالیای فاشیست که محل شهرداری شهر بود درهمین میدان و بنای موزه ملی بجای آن ، تغییر ترکیب و شکل میدان ) بر دیگران کاملا غالب و مشهود است .

برای نمونه بازدید از موزه تاریخ ملی آلبانی که در گوشه ای از این میدان قرار دارد مثالی از هنر سوسیالیستی است و نشاندهنده وزنی است که کمونیسم در تاریخ معاصر آلبانی داشته است.

کاخ فرهنگ معروف به پیرامید ( بخاطر شکل هرمی که دارد) از دیگر ساختمانهای معرف معماری دوران انورخوجه است که معمار آن دختر او بوده و امروز بیشتر برای برپایی نمایشگاهها استفاده می شود. این بنا در فاصله کمی از میدان اسکندربیگ قرار دارد.

کمونیسم در سال 1944 به آلبانی آمد و تا سال 1961 یعنی زمانی که پیوند آلبانی با اتحاد جماهیرشوروی گسسته شد این کشور با تمام دولتهای کمونیستی رابطه خوبی داشت. انورخوجه که به شدت خود را معتقد و وفادار به استالینیسم می دانست درآن زمان شوروی را متهم به خیانت به نظام کمونیستی و زد و بند با غرب دانست  و یوگسلاوی تیتو را نیز به همین ترتیب .  از آن تاریخ به بعد تحت تاثیر انقلاب فرهنگی چین روابط گسترده ای را با این کشور گشود اما ادامه این روابط نیز تا سال 1978 که سرآغاز ارتباط چین با واشنگتن بود بیشتر نپایید.

آلبانی تصمیم گرفت چین را نیز رها کند و خود به همان مسیری که معتقد بود یعنی ناسونالیسم ترکیبی با استالینیسم ادامه دهد. نتیجه آن انزوای هرچه بیشتر این کشور در دهه های 70 به بعد تا زمان فروپاشی آن در اوایل دهه 90 بود.

انزوای جهانی آلبانی و تفکرات استالینستی انورخوجه میراثی را در این کشور برجای گذاشت که گرچه زجر آن ساختار بر جامعه آلبانی موجب انزجار آنها از هرآنچه از او باقی مانده بود شد ولی امروز درد آن کمتر شده و ظاهرا عقل بیشتر جای رفتار احساسی تخریبی را گرفته و ایده تبدیل میراث انورخوجه به ابزاری پولساز یعنی نسخه آخر نظام سرمایه داری که شبهی از آن را آلبانی امروز در حال تجربه می باشد  تقویت شده است.

ساخت حدود 700000 بونکر دفاعی بین سالهای 1974 تا 1986 برای محافظت از شهروندان آلبانی در برابر یورش دشمن امپریالیستی ( سنگرهای استوانه ای شکل بتونی که داخل زمین می روند و خروجی در راس آن برای شلیک به دشمن دارند) که در تمام کشور پراکنده است  ، سنگرها و زرادخانه هایی که در دل کوه جای دارند ، استحکامات و مجتمع های زیرزمینی با دهها اتاق که با تونلهایی به هم متصل می شوند و برای میهمانی های رهبران حزب کمونیست و اختفا در زمان جنگ و سالم ماندان سران کمونیستی در پس از حمله اتمی ساخته شده بود و اکنون نیز در اتاقهای آن میزهای همان دوره به همراه ژنراتورهای برق و برخی اقلام دیگر از آن روزگار به چشم می خورد ، پایگاههای دریایی در دل بندرگاههای کوچک با قابلیت پهلو گیری زیردریایی های شوروی  و بناهای یادبود بتونی با ستاره پنج پر کمونیستها در شهرها ، مجسمه هایی از سربازان پارتیزان و مبارزان علیه فاشیست ، ساختمانهای دولتی با معماری کمونیستی و تصاویر و نقاشی های سوسیالیستی در داخل و بیرون آن ، شبکه بلوکهای مسکونی کمونیستی شبیه به هم با معماری و مصالح ساختمانی خاص خود و خیابان بندی های  میان آن و در کنار همه اینها قلعه های فراوان تاریخی و ماندگاری شهرهایی نظیر ژیروکاسترا که از جانب یونسکو بعنوان یک اثر تاریخی متعلق به بیش از 2000 سال پیش بعنوان میراث فرهنگی جهانی شناخته شده با همان ساختار ساختمانها و مصالح همان موقع ،  طبیعت بکر و دست نخورده در بیشتر نقاط کشور که زمان را برای شما چند صد سال به عقب برمی گرداند ، بقایای تمدنی حضور رومی ها در این سرزمین نظیر آمفی تئاتر رومی ها در شهر ساحلی دورس و ... همه آنچیزهایی است که غربی ها خیلی علاقمند به تماشای آن هستند.

نکته جالب در خصوص آن بونکرهای دفاعی که باید گفت این است که گفته می شود طراح آن پس از ساخت اولین نمونه آن خودش در داخل یکی از آنها قرار گرفت و راکتی به سمت آن شلیک شد. طراح سالم بیرون آمد و پس از آن دستور ساخت انبوه آن داده شد. این بونکرها که در اندازه های مختلف از تک نفره تا انداره ورود یک ماشین ساخته شده در تمام این کشور که بروید از لب دریا تا قله کوهها و سطح دشتها پراکنده اند و امروز یا اززمین بیرون کشیده می شوند تا برنامه های عمرانی جدید انجام شود یا محل زندگی حیوانات و حتی توالت عمومی شده!

وزارت دفاع در صدد برآمده تا بسیاری از پایگاههای نظامی را که دیگر کاربرد سابق را ندارند و اکثرا در نقاط بسیار زیبا ساخته شده اند را بعنوان موزه برای عموم بازگشایی کند.

گویا ترین معرف این علاقه  نوظهور جدید به این باقیمانده تمدن جهان کمونیسم  در این کشور ، تعداد توریستهای غربی و حتی شرقی دوربین به دست است که در شهری مانند تیرانا از زمین و زمان عکس می گیرند. ( اینجا تقریبا از هرچیزی که بخواهید می شود عکس گرفت ! چیزی که در زمان انورخوجه تقریبا نقطه مقابل آن وجود داشت).

چهره آلبانی امروز به شدت در حال تغییر است پس تا می توانید عکس بگیرید که بعدا این شکلی نیست!

+ نوشته شده در  شنبه 20 مرداد1386ساعت 3:25  توسط ّFLP  | 

طی هفته گذشته دولت آلبانی قانونی راتصویب کرد که به موجب آن از این به بعد شهروندان صرب برای ورود به آلبانی نیازی به اخذ ویزا ندارند. سابق بر این صربها فقط طی ماههای تعطیلات تابستانی ژوئن تا سپتامبر می توانستند بدون ویزا به آلبانی بیایند.

+ نوشته شده در  شنبه 20 مرداد1386ساعت 3:10  توسط ّFLP  | 

مشغول مرور اخبار ایران بودم که در سایت ایسنا ابتدا تصویری در صفحه اولش نظرم را جلب کرد و بعد خبر مربوط به آن.

این خبر مربوط بود به گفتگوی کارشناسان ایران و آمریکا در بغداد که دوشنبه 6 آگوست (15 مرداد) انجام شد.

نکته ای که نظرم را اول در تصویر جلب کرد این بود که رياست هيات آمريکايی را خانم «مارسی ريس» که در دیگر منابع خبری با عنوان مشاور وزارت امور خارجه آمريکا در امور نظامی و سياسی و نیز رایزن سیاسی و نظامی سفارت آمریکا در عراق معرفی شده بود بر عهده داشت.

این خانم "ریس" که نام کاملش هست Marcie Berman Ries سفیر سابق آمریکا تا همین چند هفته پیش (خرداد) در آلبانی بود که قرار بود بعد از اتمام ماموریتش در آلبانی در قالب ماموریت جدید بعنوان کارشناس عازم عراق شود که ظاهرا خیلی سریع هم عازم شد!

کمی درباره او بیشتر بدانید ( چون ظاهرا قراره بعدا بیشتر ببینیمش) :

او از سال 2004 بعنوان سفیرآمریکا در آلبانی مامور بود و آخرین حضور رسمی اش در محافل سیاسی آلبانی 10 ژوئن 2007 ( 20 خرداد) مصادف با دیدار جورج بوش از آلبانی پایان یافت .

وی فارغ التحصیل رشته مطالعات بین الملل از دانشگاه جان هاپکینز در سال 1974 در مقطع فوق لیسانس است .

او که بعنوان اولین تجربه کاری خود بین سالهای 1974 تا 1978 مدیر بخش سرمایه گزای خارجی یک شرکت ماشین سازی بود از سال 1978 بعنوان کارشناس سیاسی و کنسولی سفارت آمریکا در شهرSanto Domingo   پایتخت جمهوری دومنیکن رسما کار خود در وزارت امورخارجه آمریکا را شروع کرد. بعد از آن تاریخ در سمتهایی نظیر کارشناس در دفترسیاستهای استراتژیک هسته ای ، کارشناس سیاسی در سفارت آمریکا در ترکیه ، کارشناس میز اروپای غربی، مشاور سیاسی آمریکا در اتحادیه اروپا در بروکسل،  مشاور سیاسی سفارت آمریکا در لندن ، رئیس دفتر امور سیاسی سازمان ملل در بخش سازمانهای بین الملل ، رئیس هیات آمریکایی مستقر در کوزوو، سفیر آمریکا در آلبانی و دست آخر در این سمت جدیدش بعنوان کارشناس سیاسی و نظامی سفارت آمریکا در بغداد مشغول به کار بوده است.

او علاوه بر زبان مادری خود که انگلیسی است زبانهای اسپانیولی ، ترکی استانبولی و فرانسه را نیز صحبت می کند.

نکته جالب دیگر در مورد این خانم این است که همسر او Charles Parker Ries نیز سفیر اخیر آمریکا در یونان بود که وی نیز ماموریتش به اتمام رسیده و اکنون در ماموریت جدیدش بعنوان کارشناس اقتصادی عازم سفارت آمریکا در عراق شده است.

جالب است در پرانتز بدانید غیر از این دو سفیر سابق که اینک در عراق هستند سفیران سابق آمریکا در بنگلادش و ازبکستان نیز اکنون به سفارتخانه آمریکا در بغداد رفته اند . سفیر سابق آمریکا در بنگلادش بعنوان جانشین سفیر آمریکا در عراق و سفیر سابق آمریکا در ازبکستان بعنوان هماهنگ کننده تلاشهای دولت آمریکا در استانهای عراق در سفارتخانه این کشور در بغداد مشغول به کار هستند.

ظاهرا سفارت آمریکا در بغداد امروز سفارتی است با چندین سفیربرای نجات هم آمریکا و هم عراق از گردابی که در آن افتاده اند!

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 9:31  توسط ّFLP  | 

یک ماجرای جالب توی این هفته آخر ژولای اتفاق افتاده که کمی هم تعجب برانگیزه .

دولت ترکیه یک کشتی آلبانیایی حامل 60 کانتینر اسلحه کالیبر 75 تا 122 میلی متری را که مقصد آن ارمنستان بود در آبهای ترکیه متوقف و آن را به آلبانی بازگرداند. این اسلحه ها اکثرا ساخت اتحاد جماهیر شوروی سابق و یا ساخت کارخانه اسلحه سازی خود آلبانی بود . در میان آنها قطعات هواپیما میگ هم ظاهرا بوده .

وزارت دفاع ارمنستان منکر این معامله تسلیحاتی شده ولی برخی گزارشها حاکی است که ارمنستان این سفارش را به آلبانی داده و اکنون که که کشتی برگردانده شده آلبانی بدنبال راه دیگری برای فرستادن این اسلحه ها به ارمنستان است ( یاحداقل تا چند وقت پیش بود) زیرا به نظر آلبانی این فروش کاملا قانونی بوده و این بین فقط مشکل ترکیه با ارمنستان و طرفداری آن از کشور آذربایجان دشمن ارمنستان بوده که کار را به اینجا کشانده است .

اما از طرف دیگه نامه نگاری های اخیر دولت آذربایجان با آلبانی دولت آلبانی را مجبور کرد که اعلام کند این کشور هیچ اسلحه ای به کشورهایی که با هم درگیری دارند نخواهد فروخت . یکجایی هم خواندم که در روزنامه های آذربایجان نوشته بودند چون آلبانی هم جزو کشورهای عضو کنفرانس اسلامی است بر اساس یکی از مصوبات این کنفرانس نباید کشورهای عضو به یک کشور مسیحی در حال جنگ با یک کشور مسلمان اسلحه بفروشند.

در دوران فعلی که آلبانی بدنبال ورود به ناتو می باشد در حال پاکسازی تسلیحات باقی مانده دوران کمونیستی می باشد تا خود را با سیستم ناتو تطبیق دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 1:23  توسط ّFLP  | 

گرمای شدید اخیر در نواحی جنوبی شبه جزیره بالکان باعث شده جنگلهایی در یونان ، مقدونیه ، کوزوو و آلبانی طعمه حریق شوند.

ظاهرا بونانی ها آتش را در چند روز خاموش کردند ولی در این آلبانی بخاطر نبود وسایل لازم و همت مربوطه این آتش سوزی در بعضی نقاط همچنان ادامه دارد.

امروز در نزدیکی شهر برات در جنوب آلبانی بخشی از این جنگلها را دیدم که هنوز بعد از گذشت چندین روز می سوخت و ظاهر امر نشان می داد کسی هم آنطرفها نیست و خلاصه به امان خدا.

 

 

همراه آلبانیایی که با ما بود با طنز تلخی که گویای بهمریختگی و مدیریت بسیار ضعیف سیستم فعلی است گفت اگر الان زمان انورخوجه بود تمام مردم شهر برات روی این کوه بسیج شده بودند تا آتش را با بیل هم که شده خاموش کنند!

البته دولت چک در این هفته یک سری ابزار خاموش کننده آتش در قالب کمکهای بشردوستانه به ارزش یک میلیون کرون ($1=20.534 crowns)  به آلبانی اهدا خواهد نمود تا در مهار آتش در جنگلها به این کشور کمک کند. دولت چک مشابه همین کمک را به کشور مقدونیه نیز خواهد نمود که آنهم گرفتار آتش سوزی در جنگلهای خود می باشد.

آژانس توسعه بین المللی آمریکا (USAID) نیز کمکی به مبلغ یکصدهزار دلار را برای کمک به دولتهای آلبانی و مقدونیه در مهار این آتش سوزی پرداخت نموده است.

آتش سوزی در ۲۱ استان از ۳۱ استان آلبانی ۴۹۴۲ هکتار از اراضی جنگلی را خاکستر کرده است.

این وضعیت در مقدونیه همسایه شرقی آلبانی بسیار وخیم تر است بطوریکه تاکنون ۷۴۱۳ هکتار از جنگلهای این کشور طعمه حریق شده و آتش سوزی بر روی زندگی  یک میلیون نفر از مردم این کشور دو میلیونی و زیرساختارهای آن تاثیر تخریبی داشته است. یو اس اید اعلام کرده کمکهایش را در صورت ادامه بحران افزایش خواهد داد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 0:58  توسط ّFLP  | 

این روزها در تابستان گرم آلبانی و گرمای 40 تا 45 درجه در روز در شهری مانند تیرانا  قطعی  روزانه برق طعم گرما را ده چندان کرده است.

قطع برق در شهرها بین 6 تا 9 ساعت بسته به محله ها به تناوب در صبح و غروب و در روستا ها تا 12 ساعت در شبانه روز می باشد.

نکته مربوطه آن است که وقتی برق نباشد تقریبا زندگی در خانه تعطیل است چون بعد از فروپاشی نظام کمونیستی انورخوجه همه لوازم منازل برقی شد.

در زمان انور خوجه مصرف برق خانوارها شامل یک لامپ کوچک داخل یک اتاق بود و احیانا اگر کسی تلویزیونی داشت یک چند ساعتی دیدن تلویزیون اما  امروز قضیه کاملا فرق کرده . تقریبا همان امکانات تولید برق آنزمان با آن مصرف محدود برای آلبانی امروز با اینهمه لوازم برقی در خانه خصوصا یونیتهای گرمایشی و سرمایشی.

بعد از همه اینها اینکه وقتی برق نباشد آب لوله کشی هم  در کار نیست چون آب باید پمپ شود به طبقات بالا که قضیه بدین ترتیب تعطیل می شود. البته تازگیها بدون رفتن برق هم بی آبی دیده میشه یعنی کلا آب بخاطر کمبودنش در سدها حالت جییره بندی شده در خط لوله را پیدا کرده.

این هفته بخاطر بحران برق دولت ساعات کار ادارات را از 8 صبح تا 1 بعد ازظهر تعیین کرده زیرا امکان برق رسانی بیش از 5 ساعت به این ادارات وجود ندارد از طرف دیگر بارش باران امسال کم بوده و با توجه به آنکه سهم اعظم برق تولیدی در آلبانی از سدها است بنابراین بحران بیشتر از این خواهد شد . آلبانی  بین ۵ تا ۶ میلیون کیلووات برق وارد میکند و یک همچین رقمی هم خودش تولید می کند ولی فعلا امکان خرید برق از کشورهای همجوار هم نیست چون آنها نیز بخاطر همین کمی بارندگی  در منطقه کمابیش نزدیک به این شرایط بحرانی در حال گذران هستند البته هنوز ظاهرا به قطع برق نرسیده اند.

همین سه شنبه تمام آلبانی بخاطر مشکل خط اصلی برقی که از مقدونیه وارد بالکان می شد به همراه سایر کشورهای بالکان از بعد از ظهر تا اوایل شب در بی برقی کامل فرو رفتند.

غروبها کافه های شهری و پارک محلات مملو از مردمی است که از بی برقی و گرمای خانه بیرون زده اند .

عجب ملت صبوری صدایی از هیچکس در نمیاد.

میزان گرمای هوا طی هفته های اخیر آنقدر زیاد بوده که در چندین منطقه جنگلی آتش سوزی هایی به راه افتاد که بخاطر نداشتن لوازم کافی برای خاموش کردن آتش سوزی چند روزی بطول انجامید و در بعضی مناطق کماکان ادامه دارد.

می گویند آگوست باران می آید . همه منتظرند ما نیز هم.

تولید بیشتر برق آلبانی از طریق نیروگاههای برق آبی است که آخرین آن ۲۲ سال پیش ساخته شده و طرحهای بعدی کماکان بدون پیشرفت مانده اند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 23:7  توسط ّFLP  | 

آلبانی دارای یکی از بکرترین تماشاگاههای طبیعی  و ناب در جهان است.  حکومت 45 ساله انورخوجه و ایزوله بودن کامل کشور و سکون رشد و توسعه اقتصادی به سبکی که ما می شناسیم باعث شده هنوز هم که حدود 17 سال از تغییر سیستم حکومتی می گذرد وقتی پا به دامن طبیعت می گذارید احساس کنید زمان 400 یا 500 سال به عقب برگشته . هیچ چیز تغییر نکرده همان جاده های باریک و مالرو که حالا آسفالت شده و احساسی عجیب از توقف زمان . آلبانی فعلا ناب ترین تنوع زیست محیطی را در بخشهای مختلف کشورش دارد دریاچه های مصنوعی جنگلهای مصنوعی و تنوع گیاهی بسیار جالب  البته فعلا چون البته این سکون می رود که با طرحهای عمرانی ظاهرا بی نظم و بی برنامه بهمریز شود .

اینجا چند تا مطلب در مورد تنوع زیست محیطی ناب آلبانی و کلا مشکلات محیط زیستی آلبانی می توانید بخوانید :

Albania: Preserving a Beauty Called Biodiversity

ENVIRONMENT-ALBANIA: No Time to Waste

اما در روی دیگر سکه بحث توریسم بحث نسبتا جدی شده و تصمیم دولت بر آن است که تا سال 2012 نزدیک به 15 درصد تولید ناخالص کشور از محل درآمدهای توریسم باشد. البته بخاطر زیرساختار بسیار ضعیف این کشور در همه زمینه ها خصوصا بحث انرژی برق حالا حالاها تا آمدن توریست به معنای سود ده آن فاصله است اما به هر حال بحث  رونق توریسم در کشوری مانند آلبانی با این بی برنامگی  و سستی که در انجام طرحهای عمرانی عمومی  روزانه می بینیم توسعه توریسم مطمئنا یعنی تخریب آنهمه دست نخوردگی. بعضی وقتها احساس می کنم سختی زندگی ونداری در بخشهای مختلف زندگی و آرزوی رشد و توسعه و درآمدن از این وضعیت فقر باعث شده هم مردم و هم دولت چشمش را به روی خیلی از چیزهای ارزشمندی که دارند یکیش همین محیط زیست بکر ببندند. شاید ماهم جای آنها بودیم در آن شرایط همینطور فکر و رفتار می کردیم .

اینجا دو تا مطلب در همین رابطه هست :

ALBANIA: Ambitious New Framework to Regulate Tourism

ALBANIA: Thermal Plant Threatens Tourism

یک دوستی دارم بعضی وقتها راجع به محیط زیست باهم حرف میزدیم می گفت دوست داشتن محیط زیست و به به و قشنگه و .. حتی انسان دوستی و بشر دوستی و کمک به هم نوع و ... مال وقت شکم سیری است نه گشنگی !!!

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 22:43  توسط ّFLP  | 

در پشت چشم اندازهای به ظاهر توسعه و رنگی خروج از اقتضاد بسته دولتی بسوی اقتصاد درهای باز و نظام آزاد در کشورهای سابقا کمونیست اروپای شرقی هزاران تن از کودکان این کشورها در فقر به دنیا می آیند با آن بزرگ می شوند و در همنشینی آن به زندگی روزانه خود ادامه می دهند.

در این میان در کشور آلبانی بر اساس آمارها دو سوم کودکان در فقر زندگی می کنند. در خیابانها در کنار سطلهای بزرگ فلزی جمع آوری زباله ها در ساعات مختلف روز کودکانی تنها یا با بزرگسالان خود را می بینید که مشغول جمع آوری بطری های آلومینیومی و پلاستیک ها هستند، در چهارراهها دستفروشی می کنند یا شیشه های اتومبیل های چند ده هزار یوروی را می شویند ( دنیای تضادها ) . کارهایی که شاید از راه دور به نظر بعید بیایید در یک کشور اروپایی به این فراوانی دیده شود.

بر اساس آمار یونیسف در مناطق روستایی آلبانی 35 درصد و در مناطق شهری این کشور 17 درصد کودکان با سوء تغذیه روبرو هستند.

در اینجا مقاله ای در همین مورد را کریستین ساینس مونیتور منتشر کرده که می تونید بخوانید :

Millions of children left behind as Eastern Europe develops

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 22:38  توسط ّFLP  | 

بالاخره بعد از چندین هفته کشمکش رئیس جمهور جدید آلبانی Bamir Topi  از جبهه دموکراتها و معاون این حزب با کسب 85 رای از 140 نماینده مجلس آلبانی برای یک دوره 5 ساله جمعه هفته پیش از سوی مجلس انتخاب شد . وی جایگزین آلفرد مویسو شد که از سال 2002 در مسند ریاست جمهوی آلبانی قرار داشت.

 

 

Bamir Topi 50 ساله روز سه شنبه این هفته در اولین روز کاری خود در کاخ ریاست جمهوری قول داد آلبانی این فقیرترین کشور اروپا را به ناتو و پس از آن به اتحادیه اروپا ملحق کند.

نخست وزیر فعلی آلبانی سالی بریشا نیز از حزب دموکرات است. سوسیالیستها در انتخابات ریاست جمهوری میدان را خالی کردند یعنی در یک بازی سیاسی این شانس را به حریف خود دادند.

در آلبانی نخست وزیر نقش اصلی را در اداره امور دارد.

آلبانی امروز با مشکلات جدی روبرو است . بحران انرژی و قطعی روزانه چندین ساعته برق در تابستان و زمستان ، بیکاری و فقر در لایه های مختلف جامعه کاملا به چشم می خورد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 22:34  توسط ّFLP  |