تبليغاتX
یادداشتهایی از آلبانی

یادداشتهایی از آلبانی

اینجا سرزمینی است که برای بسیاری از ما ناشناخته و همراه با تصاویری مات و مبهم است

دیروز پس از چندین ماه و گذراندن روزهایی با درجه حرارت بالای 40 درجه بالاخره به تکرار باران آمد تا هم هوا لطیف شود و هم در این شهر پر غبار و دود نفسی راحت تر بالا رود. گرچه تمام این لطافت تنها برای چند ساعتی بیشتر باقی نمی ماند .

پس از باران بعد از ظهر رنگین کمان زیبایی سقف شرقی شهر را بسیار زیبا کرده بود طوری که همه نگاهها را به خود دوخته بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 17:29  توسط ّFLP  | 

به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت " مادر ترزا" که آلبانیایی ها در زبان محلی به او " ننه ترزا " می گویند وزارت فرهنگ آلبانی یک دهه را از 5 تا 15 سپتامبر اختصاص به بزرگداشت وی و برگزاری برنامه های متنوعی در این رابطه داده است مانند برگزاری کنسرت موسیقی ، نمایشگاه عکس و  سخنرانی .

کتابخانه ملی آلبانی کنفرانسی برگزار خواهد نمود باعنوان " مادر ترزا و دیگر قدیسان مسیحی در قرون گذشته" .

همچنین بد نیست بدانید فرودگاه بین المللی تیرانا نیز نام " ننه ترزا"  را دارد و بنای یادبودی اثر هنرمندی کوزویی نیز به همین مناسبت در این فرودگاه طی همین روزها نصب خواهد شد.

مادر ترزا برنده جایزه صلح نوبل سال 1979 در سال 1910 در شهر اسکوپیه پایتخت کشور مقدونیه کنونی در خانواده ای آلبانیایی بدنیا آمد و در 5 سپتامبر 1997 چشم از جهان فرو بست . شهرت او از آنجا آغاز گشت  که او در هندوستان در قالب یک راهبه مسیحی  در شهر کلکته مرکزی را برای نگهداری از پیران و افراد بی بضاعت و در حال مرگ به راه انداخت که الگویی برای راه اندازی چنین مراکزی در سایر نقاط هند و کشورهای دیگر شد بطوریکه  در طول دهه 60 میلادی در 50 کشور مراکزی از این دست ساخته شد.

از سوی دیگر دولت مقدونیه نیز به همین مناسبت مراسمی در بزرگداشت مادر ترزا در کشور مقدونیه برگزار نمود. ( احتمالا چون او متولد شهری در مقدونیه امروزی است – که تا قبل از جنگ جهانی دوم متعلق به آلبانی بزرگ بوده -  آنها او را مقدونیه ای می شناسند مشابه همان چیزی که در مورد برخی بزرگان ایران هم اتفاق افتاده مثل مولوی ، نظامی گنچوی ، ابوریحان بیرونی ، رودکی و .. که روزگاری در ایران بزرگ بدنیا آمدند و امروز کشورهای کوچولوی دور و بر جدا شده از ایران مدعی هم وطنی آنها با خود هستند !)

اما یک خبر جالب دیگر مرتبط  اینکه 31 آگوست امسال  دولت محلی جزیره Ascension  یکی از جزایر تحت قیومیت انگلستان در آتلانتیک جنوبی تمبری را چاپ کرده که در آن تصویر مادر ترزا به همراه پرنس دایانا در هنگام ملاقات یکدیگر در شهر رم  در فوریه 1992 بر روی آن نقش بسته است .

در خیابانهای شهر تیرانا  تصاویری از او بر روی ساختمانهای آموزشی و فرهنگی مانند دانشگاه تیرانا ، کاخ فرهنگ ، ساختمان اپرای شهر و موزه ملی آویخته شده است. در داخل آنها نوشته شده ۱۰ سال بدون مادر ترزا  ۱۰ روز با مادر ترزا.

آلبانیایی ها به او افتخار می کنند و روز 19 اکتبر را نیز در تقویم ملی خود بنام " تقدیس مادرترزا" نامگزاری کرده اند.

این چند سطر را که می نوشتم خیلی سریع تصویری مات از تمامی بزرگان ایران را که می شناختم وکارهایی را که کردند به سرعت از برابر چشمانم می گذشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 17:18  توسط ّFLP  | 

درکوهستانهای شمال آلبانی که هم طبیعت آن سخت و خشن است و هم روحیه و رفتار مردمان آن ، طی قرون اخیر مجموعه قوانینی به منظور انتظام روابط اجتماعی میان ساکنان آن مناطق حکمفرما بود که در زبان محلی به آن Kanun  می گفتند ( و می گویند).

گرچه طی دهه های 40 تا اواخر 80 میلادی حکومت انورخوجه شدیدا با آن برخورد کرده بود و تقریبا اجرای آن را از سوی ساکنان آن مناطق منتفی ساخته بود اما در سالهای پس از دهه 90 میلادی یعنی فروپاشی نظام کمونیستی انور خوجه و ضعف قوانین جایگزین جاری و دولت جدید مرکزی مجددا بخشی از آن قوانین و عمل به آن به جامعه امروز آلبانی بازگشت.

از نقطه نظر تاریخی اجرای قانون در این نواحی کوهستانی را برخی از مورخین به 1000 تا 2000 سال قبل مربوط می دانند ولی به شکل حضور نظام مند و در قالب نظارت حکومت محلی عملا اجرای قانون به قرن 15 میلادی در این کشور برمی گردد. در این زمان شاهزاده ای بنام  Lekë Dukagjini  که بر نواحی کوهستانهای شمالی آلبانی و نیز بخشهایی از کوزووی امروزی حکمرانی محلی داشت به منظور تنظیم روابط اجتماعی میان مردمان آن مناطق مجموعه قوانینی را در موضوعات مختلف تنظیم نمود . قوانینی در خصوص امور جاری و روابط حاکم در خانواده ، ازدواج ، کلیسا ، وراثت ، کار ،  تجارت ، حقوق کیفری و جنایی  و بیشتر چیزهایی که در زندگی روزانه محل بحث و جدل می توانست باشد. از همین روی این قوانین از آنزمان تاکنون به قانون Lekë Dukagjini  و یا حتی با همان نام " قانون  Kanun " مشهور و معروف گردید.

گرچه این قوانین که البته در زبان محلی به شکل مفرد قانون خوانده می شود و منظور همان جمع اینگونه قوانین است در قرن 19 میلادی به شکل مکتوب نوشته شده ولی تا پیش از آن نیز سینه به سینه و نسل به نسل در طی آن دوران این قوانین درجامعه شمالی آموزش داده می شد و بدان عمل می گردید.

شدت نفوذ و تاثیرگزاری و عمل به این قانون به حدی بود که حتی با ورود اسلام در قرن 17 به مناطق شمالی و قوانین آن بازهم این قانون شمالی ها پابرجای ماند و بدان عمل می گردید.

در میان این قوانین (قانون) یک بخشی مربوط به تاوان قتل ( خونخواهی )  است . بر اساس قانون وقتی شخصی شخص دیگر را می کشت اگر حق با او بود که هیچ یعنی عین قانون اجرا شده اما اگر غیر این بود در مقابل باید قاتل یا یکی از هم خونان خانواده قاتل کشته شود . زنان ، کودکان و پیران خانواده قاتل در این میان مستثنا بودند یعنی کسی با آنها کاری نداشت. حالا در این بین ریش سفیدان محل ممکن بود بتوانند وساطت کنند وقضیه را تمام کنند ولی در بیشتر موارد باید خون با خون شسته می شد.

در زمان انور خوجه او شدیدا با این قانون برخورد کرد و هر کس که آن را اجرا می کرد یا آن را به دیگران آموزش می داد می کشت . قوانین انورخوجه بگونه ای بود که قاتل بلافاصله دستگیر( امکان فرار از کشور یا محل وجود نداشت همه جا بسته و خبر سریع به ارکان حزب و دولت می رسید)  و از جانب دولت اعدام می شد یعنی قضیه را کنترل کرده بود . اما بعد از او در دوران اخیر آلبانی چون مجازات اعدام بخاطر پیوستن به اتحادیه اروپا برداشته شده و از سوی دیگر قوانین دولتی نیز در اجرای احکام جایگزین سست هستند و حکومت مرکزی نیز نتوانسته جایگزین مناسبی برای آن بگذارد مجددا این قانون شمالی ها اینبار نه تنها در شمال بلکه با مهاجرت انبوه شمالی ها به مناطق دیگر آلبانی گسترش شدید یافته است.

بر اساس آمار رسمی حدود 800 تا 1000 خانه در آلبانی شناسایی شده که اعضای آن در داخل منازل خود از ترس اجرای قانون زندانی هستند. چون بر اساس قانون خانه حرمت دارد و کسی نمی تواند وارد آن شود ولی در خارج از آن خون طرف پای خودش است.

همچنین در سالهای اخیر این قانون ابزاری شده برای سوء استفاده گروههای مافیایی و باندهای خلافکار برای کشتن رقیب خود به بهانه اینکه در خصوص وی قانون اجرا شده و او کسی را کشته بوده که حالا ما هم او را کشتیم.

نکته غم انگیز و بسیار قابل تامل در خصوص قانون آن است که از یکسوی دیگر آن ضوابط و حرمتهایی که برای اجرای قانون در صده های گذشته اجرا می شد دیده نمی شود یعنی حتی زنان و کودکان و پیران نیز گاهی توسط خانواده مقتول به خونخواهی کشته می شوند . از سوی دیگر در این قانون چون یکی از هم خونان خانواده قاتل باید کشته شود هیچ رعایت عدالتی نمی شود چرا که قاتل معمولا فراری می شود یا به کشورهای اطراف می رود و آنگاه یکی از هم خونان او باید تاوان قتل را بدهد . کودکانی که متولد شده در این خانه ها هستند در زمان وقوع قتل در این دنیا حضور نداشته اند یا در سنین خردسالی بوده اند ولی حالا از ترس اجرای قانون از جانب خانواده مقتول امکان خروج از خانه را ندارند .

دولت در سالهای اخیر برای مشکل تحصیلی این کودکان معلمانی را به نوبت به خانه های آنها می فرستد . همچنین سعی نموده از نظر فرهنگی نیز این قضیه را حل کند ولی تاکنون موفق نشده. وقتی نان آور خانواده ای کشته می شود هیچ سیستم حمایتی از خانواده مقتول نیست . قاتل به ظاهر به حبس ابد محکوم می شود ( اگر پیدا شود) ولی بعد از چند سال ممکن است حبسش به چندین سال کاهش یابد و یا با ابزار دیگری از زندان بیرون بیاید . اینجا است که خانواده مقتول خودش وارد عمل می شود تا شاید راحت شود ( شاید از نظر روانی یا اینکه مثلا تحت فشار های اجتماعی و افکار مسلط به آنها انگ بی غیرتی یا بی خیالی یا ... نخورد و به باور خودشان احقاق حق کرده باشند).

درهمین شهر تیرانا پایتخت آلبانی در میان خیایان اصلی شهر که رودخانه ای از میان آن رد می شود تنها یک خانه به چشم می خورد که پس از نوسازی تیرانا هنوز از کنار رودخانه تخریب و جمع نشده . این یکی از همان خانه هایی است که یکی از همین خانواده ها از ترس خونخواهی خانواده مقتول از سال 2002 در آن هستند و هیچگاه بیرون نمی آیند. دو فرزند پسر 14 و 16 ساله به همراه پدر 46 ساله و مادرشان در این خانه زندگی می کنند. عموی این کودکان در سال 2002 مرتکب قتلی شد و اکنون نیز خبری از او نیست . از آن تاریخ تا کنون این خانواده به جرم قتل عمو در خانه خود زندان هستند و شهرداری شهر نیز با وقوف به این واقعه و احتمال اجرای قانون در خصوص آنها از تخریب این خانه سرباز زده است . ملاحظه این خانه در وسط خیابان و داستان آن معرف گویای بخشی از اوضاع و باورهای فرهنگی و تواندمندی دولت در کنترل سیستم است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 12:30  توسط ّFLP  | 

یک استاد آمریکایی در ترم  بهار 2008  واحد درسی با عنوان " سیاستهای آمریکا"  را در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تیرانا تدریس خواهد کرد. " گرچن جی "  استاد علوم سیاسی مدعو دانشگاه آریزونای شمالی  اینکار را در قالب تجربه قبلی اش در اوکراین اینبار در آلبانی پیاده می کند.

این واحد درسی دو زیرمجموعه راشامل می شود :

1-     نظام سیاسی آمریکا چگونه کار می کند

2-     نقش سیاسی آمریکا و تاثیرگزاری آن در جهان

آلبانی کشوری که دوران گذار از یک نظام کاملا بسته ( در تمام ابعاد ) را بسوی نظامی باز در حال تجربه است آزمایشگاه بسیار جالب و آموزنده ای برای بسیاری از محقیقین و پژوهشگران از سراسر جهان می باشد. در این بین آمریکایی ها در گستره وسیعی از این کشور در تمام بخشهای آن در حال فعالیت هستند .

برای درک عمق این مطلب فقط همین را بگویم که در اینجا دستیار نخست وزیر آلبانی در یکی از بخشها یک آمریکایی است که دستیار سابق بوش رئیس جمهور آمریکا می باشد. یک چنین انتخابی از سوی نخست وزیر که همه کاره مملکت به لحاظ اجرایی و تصمیم گیری می باشد اگر مثلا در کشور دیگری بود ( غرب یا شرق - فرقی نمی کند) کلی باعث ننگ و عار برای طرف و سیستم می شد ولی دراینجا کاملا قضیه فرق دارد همانطور که استقبال از جورج بوش رئیس جمهور آمریکا در 10 ژوئن امسال در تیرانا نیز با بقیه جاهای دنیا کاملا فرق داشت!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 12:29  توسط ّFLP  | 

هشتمین سالگرد تاسیس " بریگاد اروپای شرقی"  باحضور کشورهای عضو از جمله آلبانی 4 سپتامبر امسال در استانبول برگزار شد.

بریگاد اروپای شرقی که با نام مخفف SEEBRIG  شهرت دارد در مارس سال 1999 بعنوان یک نیروی حافظ صلح چند ملیتی متشکل از کشورهای بالکان شامل آلبانی ، بلغارستان ، ایتالیا ، یونان ، مقدونیه ، رومانی و ترکیه  تاسیس شد.

لازم است جهت اطلاع بدانید آمریکا نیز با نقش ناظر و مشاور نظامی در این بریگاد نقش دارد!

هم اینک همین نیرو در افغانستان تحت هدایت نیروهای سازمان ملل فعالیت دارد و البته آلبانی نیز بعنوان یکی از کشورهای همین نیرو در عراق و افغانستان تعدادی سرباز دارد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 14:40  توسط ّFLP  | 

قبل از اینکه خودم بیام  آلبانی اولین چیزی که از آلبانیایی ها شنیده بودم غیر از وضعیت بد اقتصادی و فقر در خصوص باندهای خلافکارشون و مافیای آلبانی بود.

سایت خبری " صوفیا اکو"  امروز در یکی از خبرهایش نوشته بود درمیان فعالیت  400 باند خلافکاری که از 35 کشور دنیا در اسپانیا شناخته شده هستند به ترتیب بلغارها در رتبه اول و پس از آنها باندهایی از کشورهای رومانی ، کلمبیا ، مراکش ، آلبانی ، نیجریه ، فرانسه و جمهوری های سابق یوگسلاوی وجود دارند.

این باندها درگیر تجارت موادمخدر ، قاچاق زنان ، ماشین دزدی و سرقتهای مسلحانه هستند.

البته یکبار دیگه هم یکجایی تو این وبلاگ نوشته بودم این آلبانیایی ها تو کشور خودشون ( بیشتر) بچه های مودب مامانشون هستند ولی بیرون ظاهرا قضیه فرق داره. البته یک نکته مهم را باید در اینجا گفت و آنهم اینه که تا آنجایی که خواندم و شنیدم  خاستگاه اکثر این مهاجرین از مناطق و گروههای خاصی از آلبانیایی ها است  یعنی بیشتر یک تیپهای خاصی همان اوایل فروپاشی زدند بیرون و اینکه اسم آلبانیایی ها بیرون خیلی بد در رفته برمیگرده به اون و البته چند تا چیز دیگه.

شاید بعدا توی یک فرصتی بهش بیشتر پرداختم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 13:26  توسط ّFLP  | 

مطبوعات امروز مقدونیه به نقل ازتلویزیون دولتی بلغارستان خبر دادند بیش از از 100 هزار آلبانیایی بلغاری تبار در آلبانی زندگی می کنند و دولت بلغارستان این جمعیت را جزو دارایی کشور بلغارستان می داند.

پیش از این مرکز بلغاری مطالعات اقلیت ها در سال 2004 طی گزارشی این رقم را 50000 نفر اعلام کرده بود اما گزارش اخیر تلویزیون ملی آلبانی رقم 100 هزار نفر را مدعی شده بود . همچنین دراین گزارش به بی توجهی دولت آلبانی به این اقلیت بلغاری تبار و نبود مدرسه آموزش زبان بلغاری و نیز روزنامه ای به این زبان انتقاد شده بود.

در پرانتز: کشور مقدونیه که همسایه شرقی آلبانی است و جمعیتی در حدود 2 میلیون نفر را دارد روزگاری بخشی از سرزمین آلبانی بوده است یعنی قبل از جنگ جهانی اول و اکنون نیز اقلیت بالایی از آلبانیایی ها در این کشور زندگی می کنند . خود دولت مقدونیه این اقلیت را در حد 10 تا 20 درصد اعلام نموده ولی آلبانیایی ها معتقدند این رقم 50 درصد می باشد! به هر حال این مچگیری روزنامه های مقدونیه ای در خصوص اقلیتهای بلغاری در آلبانی شاید بی ربط به حرفهای آلبانیایی ها درخصوص اقلیتهای آلبانیایی در مقدونیه نباشد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 12:57  توسط ّFLP  | 

20 آگوست امسال در تیرانا  اسقف Patrick Streiff  رهبر این فرقه مسیحی در اروپای مرکزی و جنوبی اسناد رسمی مربوط به حضور این کلیسا در آلبانی را با مقامات آلبانیایی امضا نمود و اکنون این کلیسا بعنوان یک " سازمان غیر دولتی"  در آلبانی به ثبت رسیده است.

تاریخچه حضور میسیونرهای  متودیست در آلبانی به قرن 19 میلادی یعنی اواخر حکمرانی عثمانی ها در آلبانی بر می گردد که در آن زمان میسیونرهای آمریکایی  از این فرقه در این کشور فعال بودند.

این فعالیتها تا زمان جنگ جهانی دوم ادامه داشت و پس از آن با روی کار آمدن حکومت انورخوجه و ممنوعیت هرگونه فعالیت دینی این فرقه نیز در آلبانی در کنار سایر فرق و ادیان فعالیتش متوقف گردید.

پس از فروپاشی نظام کمونیستی انورخوجه متودیستها در سال 1992 اینبار از طریق تشکیلات خود در آلمان مجددا وارد آلبانی و مشغول به فعالیت در آن شدند. اولین دفتر متودیستها در سال 1997 در قالب یک مرکز امدادرسانی ( خدماتی ) در منطقه کوهستانی " بیشنیکا" (Bishnica) در شمال آلبانی راه اندازی شد. تا سال 1998 یک گروه 25 نفره از آلبانیایی ها رسما وارد این فرقه شدند و اکنون بر اساس اعلام رسمی این کلیسا این فرقه مسیحی در حدود 150 عضو فعال در میان 3.8 میلیون پیروان خود در جهان دارد.

با توجه به شرایط سخت کوهستانهای آلبانی و نرخ بالای مهاجرت از این مناطق به نقاط مرکزی و جنوبی آلبانی وحتی خارج از آلبانی پیروان این فرقه که از همین مناطق می باشند در ضمن مهاجرت خود، مراکز و خانه هایی از این گروه مسیحی در دیگر نقاط را راه اندازی نموده اند از جمله در شهرهایی نظیر تیرانا و پوگرادس در آلبانی. همچنین برخی از آلبانیایی ها که اکنون در رشته الهیات مسیحی  در کشورهای آلمان و اتریش در حال اتمام تحصیلات خود هستند در آینده در بازگشت به کشور آلبانی از گردانندگان این کلیسا خواهند بود.

این گروه مسیحی با توجه به شرایط وخیم اقتصادی آلبانی تلاش می نماید در بخش کشاورزی با کمک به کشاورزان و ایجاد فرصتهای شغلی در این بخش و کمک به آن خود را بیشتر با جامعه آلبانی پیوند بزند.

در آلبانی امروز بیش از 70 درصد جامعه خود را متعلق به دین اسلام  می دانند و 30 درصد مابقی از فرقه های مختلف مسیحی مانند کاتولیک ، ارتدوکس ، پروتستان و اخیرا نیز همین گروه می باشند.

در تصویر جمعی از کودکان آلبانیایی را می بینید که در یکی از مراکز خدماتی این گروه مسیحی جمع هستند.

وب سایت رسمی این کلیسا را نیز می توانید اینجا ببیند : http://www.umc.org

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 10:55  توسط ّFLP  | 

بطور اتفاقی مشغول جستجو در سایتهای ایرانی در خصوص واژه فارسی آلبانی بودم . راستش می خواستم ببینم در داخل ایران تا چه اندازه و چه موضوعاتی از آلبانی را خبررسانی می کنند که در میان جستجوها نگاهم افتاد به تیتری بسیار عجیب حداقل برای من که یه چند وقتیه اینجا زندگی می کنم .

" شرایط وخیم زنان رومانیایی در آلبانی"

علت تعجبم این بود که تا حالا بر اساس آنچه که خواندم و دیدم و شنیدم یکبار هم حرفی از حضور رومانی یا رومانیایی ها در آلبانی در هیچ برهه تاریخی در این کشور نبوده . شاید اگه بجای رومانیایی مثلا می گفت بوسنیایی ، کوزویی ، مقدونیه ای یا حتی یونانی کمی انگیزه ام برای مشاهده آن خبر کمتر می شد حداقل این کشورها همسایه و دور بر هستند رابطه تاریخی با آلبانی داشتند اما رومانی کشوری چند هزار کیلومتر دورتر از آلبانی چطور شده یکهو زنان آن ( جمع زن یعنی فراوانی بالا) توی آلبانی پیدا شدند . برای همین سریع به سراغ متن خبر رفتم تا ببینم اینهمه رومانیایی کجای آلبانی هستند که تا حالا هیچ منبع دیگری غیر از این خبرگزاری آنها را کشف نکرده.

با خواندن چند سطر اول خبر که بر اساس پیش درآمد خود خبر از منابع اینترنتی گرفته شده بود بلافاصله آن لامپ چند واتی ذهنمان روشن شد .

بله ! در آلبانی و همچنین درگستره بالکان و اروپای شرقی گروه قومی زندگی می کنند که در زبان انگلیسی در قالب صفت و موصوف به آنها Romani people  یا Romanies  می گویند و در قالب اسم مفرد به آنها Rom  ( اسم جمع Roma ) می گویند.

اینها همان کسانی هستندکه در معادل فارسی ما واژه  " کولی "  را برای آن استفاده می کنیم . کولی !

البته من در کار خبرگزاری و سلسله مراتب تهیه و واسپاری آن اطلاعی ندارم ولی حداقل می توانم تصور کنم که یک خبر آن هم ازتریبون یک خبرگزاری که بخواهد اعلام شود قبلش علی الاصول از فیلترهای مختلفی می گذرد چه محتوایی و چه ساختاری. حال چطور در اینجا زنان کولی به زنان رومانیایی ترجمه شده و هیچکس هم از روی متن این را نفهمیده هیچ در ذهن خودش هم کمترین سوال و انگیزه و علاقه ای به خبر نداشته که اینها از رومانی اینجا توی آلبانی چیکار می کنند بماند. اما نکته جالبتر این است که اگر قرار بود حتی واژه مذکور زنان رومانیایی نیز ترجمه شود انگلیسی آن باید می بود Romanian   یعنی دو حرف a  و n را تهش می داشت . Romani  هیچوقت Romanian  ( رومانیایی ) نیست.

اگر این مطلب از جانب یک فرد یا شخص عادی بود شاید اصلا این چند خط را نمی نوشتم چون ارزشش را ندارد از این اشتباهات همه می کنند کم یا زیاد . اما از دیدن این خبر آن هم در سرویس بین الملل ! یک خبرگزاری تخصصی که عنوان زنان را یدک می کشد و در آدرس اینترنتی خود هم بعنوان یک سایت ایرانی رسمی معرفی می شود (وجود  ir در آخر آدرس آن)  هم خنده ام گرفت هم بسیار متاثر شدم و صد البته نه برای آن خبرگزاری !

اگر محققی یا دانشجویی در مطلبی به این خبر این خبرگزاری در خصوص بحثی راجع به وضعیت زنان در آلبانی که اتفاقا منابع فارسی راجع به آن هم وجود ندارد ارجاع می داد یا در سخنرانی مثلا در باب زنان همین مطلب را بنا به ضرورت بحث ارائه می کرد  آنوقت تصور کنید چه ریشخندهایی باید تحویل می گرفت.

بعدا در یک جای دیگری از سایت این خبرگزاری دیدم واژه اخبار خارجی نوشته شده Foreig News  این اشتباه را که دیدم کلا بی خیال قضیه شدم .

اما فکر کردم این خبر را خودتان هم بخوانید و بعد ببینید چه احساسی پیدا می کنید (البته آدرس اصل خبر را هم در اینجا می گذارم ( ممکن است روزی اصلاحش کنند ولی فعلا چیزی که قابل ملاحظه است همین است که می بینید ) . 

 

http://www.iwna.ir/shownews.aspx?newsid=7893

 

شرایط وخیم زنان رومانیایی در کشور آلبانی

1386/05/29

13:30

ایونا – تهران

سرویس بین الملل

 

یکی از فقیرترین و نابسامان ترین کشورهای اروپایی کشور آلبانی می باشد که امروزه اقتصاد آن به سرعت در حال رشد می باشد که عامل آن تغییر حکومت از کمونیسم به دموکراسی و نظام سرمایه دار آزاد می باشد .

 

به گزارش ایونا به نقل از منابع اینترنتی ، برای تعداد زیادی از مردان رومانیایی که در این کشور زندگی می کنند مخصوصا زنان زندگی بسیار سخت تر شده است با وجود دولت دموکراسی در این کشور دختران در سنین پایین جوانی ازدواج کرده و بچه دار می شود و فقر و عدم اشتغال موجب شده است که آنها به سختی بتوانند به امکانات پزشکی و تحصیلی دسترسی پیدا کنند در طول دوران کمونیسم رومانیای ها مانند سایر شهروندان دارای شغل و مسکن بوده و از امکانات آموزشی بهره مند بودند و در این روزها اغلب مردمان این کشور فقیر هستند و البته رومانیایی ها از سایر گروه ها در وضع وخیم تری قرار دارند .

براساس این گزارش 57 درصد از زنان رومانیایی در آلبانی در مقایسه با 48 درصد از مردان رومانیایی هرگز به مدرسه نرفته اند .

بنابراین گزارش در آلبانی متوسط سن ازدواج برای زنان رومانیایی در حدود 15 سال است در حالیکه در سایر کشورها 23 می باشد و برای مردان رومانیایی 18 می باشد سن متوسط زنان رومانیایی که برای اولین بار بچه دار می شوند پائین آمده به طوریکه قبلا در سال 1990 ، 19 سال بود وامروزه به زیر 17 سال رسیده است .

کم بودن سن ازدواج و بچه دار شدن در میان زنان رومانیایی موجب شده که آنها در خطر آزار و اذیت قرار گرفتن و یا قاچاق قرار بگیرند بین 7 تا 9 میلون نفر رومانیایی دراروپای مرکزی و شرقی زندگی می کنند که تعداد رومانیای های آلبانی در حدود 95000 می باشد که فقیرترین و بیچاره ترین گروه در سایر کشورها می باشد .زنان رومانیایی در آلبانی به امکانات پزشکی دسترسی نداشته و اغلب آنها کودکانشان را در خانه به دنیا می آوردند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 18:51  توسط ّFLP  | 

هر سال 22 آگوست مراسمی رسمی در یاد و بزرگداشت حضرت ابوالفضل عباس (ع) که در آلبانی با نام عباس علی معروف است از سوی مسلمانان بکتاشی در  کوه تومور TOMORR در جنوب آلبانی برگزار می شود.

در این کوهستان دو مکان دینی از بکتاشیان وجود دارد . اولین آن  قدمتی چند صد ساله دارد و در بلندترین نقطه این کوهستان در ارتفاع بیش از 2300 متری قرار گرفته  است.

در شهر اسکراپا در نزدیکی کوهستان تومور مکانی است که در آن نشانه ای شبیه جای پای انسان بر روز قطعه سنگی قرار دارد و مردم آنجا و بکتاشیان بر این باورند که این جای پا متعلق به حضرت ابوالفضل است که با اسب خود که پرواز می کرده به اینجا آمده است .صرف نظر از واقعیت یا افسانه بودن این مطلب حاصل آن ارادتی است که در بکتاشیان نسبت به شخص حضرت ابوالفضل (عباس علی ) پدید آمده . عباس علی یکی از شخصیتهای محبوب این گروه از مسلمانان است که با نام او واقعه دشت کربلا را می شناسند ، برایش شعرها سروده اند خصوصا قطعه شعر معروفی از نعیم فراشری شاعر آلبانیایی مسلمان بکتاشی در مدح حضرت ابوالفضل . مضمون این شعر آن است که آمدن حضرت ابوالفضل یا همان عباس علی به کوه تومور باعث زنده ماندن و حفظ آلبانی و نگهبانی از آن است. نعیم که از بزرگان و افتخارات ملی میهنی آلبانی است دیوان شعری نیز بنام کربلا دارد که داستان خلقت و واقعه کربلا در آن به زیبایی آورده شده همچنین هم او دیوان دیگری بنام تخیلات دارد که به زبان فارسی است و خواننده تشخیص نمی دهد یک شاعر غیرفارسی زبان که هیچگاه ایران را ندیده و بزرگ شده درمحافل آکادمیک استانبول دوران عثمانیان است آن را سروده – اینهم عظمت زبان فارسی در دوران گذشته در پرانتز!

کمی پایین تر از آن مکان  در حدود 7 کیلومتر ، تکیه است که اخیرا در سال 2004 توسط بابا رشاد باردی رهبر مسلمانان بکتاشی ساخته شده و مراسم رسمی این روز همراه با حضور مردم در حیاط آن تکیه انجام می گیرد.

خواندن موسیقی های سنتی بکتاشی ، شعر برای عباس علی و سخنرانی بابا رشاد و دیگر مقاماتی که در آن روز در آن تکیه باشند و نیز قربانی گوسفند از برنامه های  این روز است.

در مراسم امسال "سالی بریشا" نخست وزیر آلبانی نیز حضور داشت .

به غیر از روز 22 آگوست که انجام مراسم رسمی در آن انجام می گیرد کلا طول دوره این مراسم  یعنی حضور در کوه تومور از 20 تا 25 آگوست است . طی این زمانها مردم از نقاط مختلف به منطقه ای بنام اسکراپار در جنوب آلبانی که کوه تومور در آنجا واقع است می آیند و سپس از آنجا اغلب با ماشینهای با ارتفاع بلند و حتی اتومبیلهای سواری معمولی  از مسیری کوهستانی و سخت با جاده های خاکی ، سنگلاخی و کم عرض که در بسیاری از اوقات عبور دو ماشین از کنار هم به سختی انجام می گرد ،  از پای کوه تا تکیه تازه ساز حدود دو ساعت تا دو ساعت و نیم زمان می برد که به این نقطه می رسند در اطراف آن چادر می زنند و این چند روز را آنجا هستند. بعضی ها گوسفندی می خرند و قربانی می کنند و همچنین به برکت وچود گله های گوسفند فراوان در این سرزمین خود نیز در طول این زمان از چشیدن طعم آن بی بهره نیستند . چادرهای پراکنده در سطح کوهستان در حوالی تکیه نو ساز و پایه هایی که گوسفندان ذبح شده در داخل چوبها روی آتش در میان این پایه ها می چرخند زیاد به چشم می خورد.

به برکت فراوانی مردم در این چند روز در این منطقه کوهستانی در مسیر راه مشاغل مختلفی نیز برپا می شود .

سختی راه رسیدن به تومور باعث گردیده بسیاری ازخود آلبانیایی ها نیز خودشان تاکنون این منطقه و این مراسم را ندیده باشند از اینرو رفتن به مراسم تومور شرکت در مراسمی ماندگار و بزرگ به حساب ایشان می آید. بعضی از آلبانیایی ها وقتی می شنوند که شما راهی کوه تومور هستید با احساس برای شما آرزوی سلامت  می کنند و حتی  التماس دعا ( دقیقا با همان فضای مفهومی که در ایران داریم)  دارند. بعضی از اینها رفتن به کوه تومور را یکجورهایی به حج تعبیر می کنند خصوصا که قربانی گوسفند نیز در آنجا هست.

برای ما که از تیرانا در مرکز آلبانی راهی آنجا شدیم کمی راه طولانی تر بود. غروب 21 آگوست تیرانا را به سمت شهر چورودا Corovodë در منطقه اسکراپار ترک کردیم . پس از سه ساعت و نیم رانندگی به آنجا رسیدیم . مسیر خیلی طولانی نیست مشکل جاده های مارپیچی و بیشتر خراب آلبانی است که زمان راه را طولانی و مسافر را خسته می کند. شهر کوچک ، ساکت و بسیار خلوت چروا شما را کاملا به حال و هوای دوران حکومت کمونیستی انورخوچه می برد ظاهرا بجز چند کافه کنار خیابان و اتومبیلهای داخل شهر ( زمان انورخوجه اتومبیل شخصی وجود نداشت) چیز خاص دیگری به شهر اضافه نشده بود و البته یک مسجد . ساعت 9 شب کوچه و خیابانها ی شهر کاملا خالی بود و به نظر می رسید که اکثر اهالی در خانه ها ی  آپارتمانی یادگار بافت معماری کمونیستی مشغول استراحت بودند .

تنها نقطه قوت این شهر هوای پاک و آب فراوانی بود که از کوهستان تومور به سمت این شهر روان بود و درختان چنار سر به فلک کشیده و انواع دیگر در کوچه ها و فضای شهر زیبایی آرام بخشی به آن می داد . میدان اصلی شهر با مجسمه ای سنگی از هنر دوران کمونیستی شما را به داخل دنیایی نه چندان دور می برد. بر پایه مجسمه سال 1942 یعنی زمان شکل گیری حزب کمونیست آلبانی حک شده بود . یک پارک قدیمی و مسجد نوساز شهر در پشت آن در کنار همین میدان بود . شب را در هتل شهر گذراندیم ( از هتل در اینجا تصور فقط یک جایی برای خوابیدن را داشته باشید). صبح زود روز بعد راهی تکیه تومور شدیم . در کنار میدان اصلی شهر ماشینهای شاسی بلندی بود که اجاره آن برای کسانی که می خواستند به تکیه کوه تومور بروند و ماشین نداشتند رقمی معادل ده هزار لک ( حدود یکصد دلار) بود .

ما  عصر همان روز تومور  را به سمت تیرانا ترک کردیم. در مسیر بازگشت در نزدبکی شهر پرمت PERMIT جنگل هنوز در آتشی که از چند هفته پیش شروع شده بود می سوخت و در غروب  مانند تاج نوری نگاه ها را به خود خیره می ساخت.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 0:2  توسط ّFLP  |