تبليغاتX
یادداشتهایی از آلبانی

یادداشتهایی از آلبانی

اینجا سرزمینی است که برای بسیاری از ما ناشناخته و همراه با تصاویری مات و مبهم است

احمد 16 سال پیش از ترکیه به آلبانی آمده و اکنون در یکی از خیابانهای محلات خوب تیرانا یک رستوران جمع و جور با غذاهای عثمانی – ترکی  به راه انداخته بنام " افندی Efendy" که پذیرای میهمانان خاص با سلایق خاص و بیشتر خارجی ها و دیپلماتهایی است که در تیرانا زندگی می کنند.

ظاهر رستوران نشان می دهد که کاملا یک واحد آپارتمانی بوده که اکنون تبدیل به یک رستوران شده.  او در ترکیه موسیقی می خوانده بعد اقتصاد و الان هم در دانشگاه تیرانا حقوق می خواند.

خودش با یک نفر دوستش به همراه یک آشپز که مدتی در تونس در کار آشپزی بوده و یک پیشخدمت کل نیروی انسانی این رستوران هستند.

همه اینها را گفتم  تا برسید به اینجا که تصویری که از یک رستورانچی که تا حالا بارها و بارها دیده اید را از این آدم ، کارش و رستورانش نداشته باشید. جوان ، خوش فکر ، خوش قامت ، خوش پوش و بسیار خوش برخورد  و به غیر از ترکی استانبولی و آلبانیایی ، انگلیسی را هم می فهمد و صحبت می کند ( ویژه گی هایی که علی الاصول برای یک مشتری خارجی جالب و حتی مورد انتظار می باشد ).

دوست و همکار آلبانیایی او در رستوران نیز که مشایعت کننده میهمانان و یادداشت کننده غذاها است  او هم  در همین مقیاس است و بعلاوه اینکه انگلیسی و حتی ایتالیایی را بسیار خوب صحبت می کند و بسیار هم به نکات ریز سرویس دهی و رضایت مشتری توجه دارد.

خلاصه جمع بسیار کوچک ولی تخصصی و جالبی هستند. البته غذایشان نیز از نظر شکل و کیفیت و شیوه ارائه و .. . با بقیه جاهای اینجا کاملا فرق دارد و برای همه مشتریان جذاب است.

حالا این رستوران دار حرفه ای باهوش و البته زرنگ ( جنبه مثبت آن را نگاه کنید !) یک کار قشنگ عموم پسند ، دنیا پسند و در عین حال تبلیغی هم کرده.

او یکی از مسائل اجتماعی مهم و جهانی امروز را که هر روز هم خبرهایش را می شنویم و البته یکی از مسائل جدی آلبانی در حال گذار نیز است یعنی تخریب محیط زیست طبیعی را گرفته و بعد با ترتیب دادن هفته های غذایی فرهنگهای مختلف از کشورهای مختلف ( برای یکسال ) و ارائه غذایی از آن کشور در کنار سایر غذاهای  رستورانش ، محلی از درآمد را فراهم آورده که پول آن را برای پروژه توسعه فضای سبز تیرانا و خرید و کاشت درخت  در این شهر بنام خودش اختصاص داده است . ( البته کل این پروژه را هم برای شهر تیرانا یک شرکت ترک ظاهرا پیمانکاری اش را از شهرداری گرفته است ! )

در داخل یکی از اتاقهای این رستوران میزی قرار گرفته که به مناسبت هفته غذایی هر کشور آثارتمدنی و قابل عرضه ای از آن فرهنگ و کشور را برای دید مشتریان به نمایش می گذارد و البته یک دفتر یادبود نیز از دیگر اجزای همیشگی آن است.

قسمت جالبتر آن ترتیب مصاحبه با خبرنگاران و شبکه های خبری پشت  این میز ، ارسال ایمیل برای تمام سفارتخانه ها و افراد دیپلمات ساکن در تیرانا و دعوت از آنها است . برای خودم جالب بود که دیدم  او توانسته بود خبرنگار رادیو بی بی سی آلبانی را به رستوران بیاورد و مصاحبه ای را ترتیب دهد و از کارش برای او صحبت کند و او نیز آن را ضبظ و پخش نماید ( در اشل یک رستوران دار کار جالبی است!)

از اینها که بگذرم میز ایران نیز هفته پیش ( برای دو هفته بخاطر زیبایی و شکل تحسین برانگیزی که برای مشتریان داشت )  در این رستوران برپا بود.

"کشک بادمجان" و "شله زرد"  دو نمونه از غذاهایی بودند که به مناسبت هفته غذای ایرانی در کنار سایر غذاها در این رستوران برای مشتریان ارائه می شد.

دستور پخت را هم یکی از دوستان ایرانی که طی نمایشگاه تجاری 2007 هفته پیش در تیرانا به اینجا آمده بود و غرفه صنایع دستی ایرانی را داشت به گردانندگان رستوران  افندی یاد داده بود.

با توجه به مواد اولیه ای که در اینجا پیدا می شود دستپختشان قابل قبول بود. ظاهرا این دو نوع غذا هم از آن جهت پیشنهادی دوست ایرانی ما بود که مواد اولیه آن همه جا هست و یادگیری آن نیز آسان است .

 البته اینجا کشک و زعفران ایران را ندارند . بجای کشک از یک نوع پنیر آبگرفته شده برای کشک بادمجان و بجای زعفران نیز یک نوع جوهر خوراکی زرد رنگ با طعم زعفران که محصول اسپانیا است و در بازار اینجا یافت می شود را برای شله زرد استفاده می کنند البته برنجش هم که برنج خارجی وارداتی از همین دور و بر است.

در هنگام ارائه این غذاها یک برگه به دو زبان انگلیسی و آلبانیایی نیز به مشتریان داده می شود که در خصوص آن غذا و نیز شمه ای از فرهنگ آن کشور است.

و اما دست آخر این را هم باید گفت که همه اینها یک روی سکه این هنرنمایی این رستوران دار است  . روی دیگر سکه آن است که این رستوران دار خوش فکر علاوه بر ارائه تصویری به روز و بقول خودمونی باکلاس از خود ، دست آخر بعد از پایان این یکسال صاحب یک منوی غذایی بین المللی با بیش از 50 نوع غذا و دسر از فرهنگها و کشورهای مختلف خواهد بود که اگر می خواست خودش همه اینها را برود یا کسی را بیاورد که یادش بدهند هزاران یورو برایش هزینه داشت .

ضرب المثل فارسی یک تیر و دو نشان ( که البته اینجا چند نشان است ) همین است و تعبیر رستوران دار خوش فکر و زرنگ هم برای همینجا بود! به نظر من او یک آدم حرفه ای و البته بسیار علاقمند در کارش است که سعی کرده رستوران چی نباشد. ( حالا این وسط به قول معروف بقیه اش هم ناز شستش ! )

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 12:32  توسط ّFLP  | 

امسال برای اولین بار ایران هم بود.
سمند ، صنایع دستی ، کفش ، لوازم آرایشی ، دکوراسیون دفتری و اداری ، روغن مایع و نیروگاه برق سازی .
برای اولین بار با توجه به اینکه شناختی از آلبانی نداشتند و در واقع مرحله کشف این سرزمین برای فرصتهای تجاری بود خوب بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 18:6  توسط ّFLP  |